SHIN

روح بزرگ

نام‏ها و القاب حضرت محمد (ص) در قرآن كريم

2. تحلیل خطاب‏ها از نگاه زبان‏شناسان

خطاب در زمره نخستین و شاید چشم‏گیرترین مطالعات در حوزه جامعه‏شناسى زبان و کاربردشناسى زبان بوده‏است. در این‏گونه مباحث به جنبه اجتماعى ـ کاربردى استفاده از ضمیر دوم شخص مفرد در مقابل ضمیر یا ضمایر دوم شخص جمع پرداخته مى‏شود.

تحقیقات انجام شده در این مباحث داراى قلّه‏هاى شامخى همچون آثار «گیرتس» درباره زبان جاوه‏اى است که از فضل تقدّم بر آثار دیگران برخوردار است. پس از آن از اثر ارزشمند «براون» و «لوینسن»(1987م) باید نام برد که حقیقتاً کتابى بسیار تأثیرگذاربوده‏است. جدیدترین و شامل‏ترین اثر، رساله دکتراى «ایلن»(1999م)است که بعدها به صورت کتابى مستقل در سال 2001م منتشر شد.

«براون» و «لوینسن» ابتدا اثر خود را در قالب مقاله‏اى مفصّل در سال(1978م) منتشر کردند و سپس در سال 1987م آن را با جرح و تعدیل و با افزودن مقدمه‏اى پنجاه صفحه‏اى به هیئت کتابى مستقل در آوردند. کارى که «براون» و «لوینسن» انجام دادند، این بود که مفهوم ادب و به تبع آن کاربرد صورت‏هاى خطاب را بر اساس مفهوم وجهه از آثار «گافمن» مردم‏شناس آمریکایى برگرفتند. وجهه عبارت‏است از تصویرى که فرد از خود در جامعه دارد(یول 1996، ص60).

آنچه «براون» و «لوینسن» انجام دادند، این بود که مفهوم وجهه را به دو نوع مثبت و منفى تقسیم کردند. وجهه مثبت آن است که شخص تمایل دارد، به آن در جامعه شناخته شود و وجهه منفى آن است که مى‏خواهد آن را از جامعه مکتوم نگاه دارد. «براون» و «لوینسن» هم‏چنین مفهوم ادب را هم بر پایه مفهوم وجهه به مثبت و منفى تقسیم کرده است. ادب مثبت عملى است که به حفظ وجهه مثبت شخص مى‏انجامد و ادب منفى عملى است که به وجهه مثبت شخص خدشه وارد مى‏کند.

از آنچه در اثر «براون» و «لوینسن» آمده‏است، دو مفهوم ادب مثبت و ادب منفى بیشتر مورد توجه زبان‏شناسان واقع شده‏است. پس از آن زبان‏شناسان نقدها و اصلاحاتى بر مدل ارائه شده «براون» و «لوینسن» وارد کردند و صورت‏بندى‏هاى دیگرى که از ادب مثبت و ادب منفى به دست دادند که از آن جمله «هاوسن»(1996م) و «اسکالن»(2001م) را مى‏توان نام برد.

( 72 )
  • علیرغم نقدهاى ارائه شده و مدل‏هاى تعدیل شده و اصلاح شده دیگران، باز هم چیزى از ارزش مدل براون و لوینسن کاسته نشد؛ بلکه سایر اصلاحات همگى در درون همان چهارچوب انجام گرفت.

    بر اساس نظر «براون» و «لوینسن» یکى از دلایل رعایت ادب و کاربرد صورت‏هاى احترام‏آمیز، جلوگیرى از آثار اعمالى‏است که وى آنها را اعمال مخدوش‏کننده وجهه مى‏خواند. اعمال ناقض وجهه آنهایى هستند که از آنها احتمال نفوذ و دخالت در حریم شخصى افراد بر مى‏آید و بدین سان به وجهه به آنها اجتماعى آسیب مى‏رسد.

    بنا بر این کاربرد ادوات تکریم و القاب احترام به عنوان اعمال حافظ وجهه تلقى مى‏شوند. «براون» و «لوینسن» ادب را بر آیند دو عامل خودمانى بودن و فاصله نسبى اجتماعى مى‏دانند که با یکدیگر نسبت عکس دارند.

    بر اساس آنچه گفته شد، کاربرد نام شخصى فرد به حوزه ادب مثبت و یا خودمانى بودن تعلق مى‏گیرد و در مقابل کاربرد نام خانوادگى، کنیه، لقب، مسئولیت (ادارى، اجتماعى و یا دینى) به حوزه ادب منفى و یا فاصله نسبى اجتماعى برمى‏گردد.

    براى مثال اگر شخصى با نام کوچک خوانده شود، تلویحاً نشانگر احساس خودمانى بودن و رفاقت از سوى گوینده نسبت به مخاطب‏است؛ در حالى که اگر وى مثلاً با نام خانوادگى، لقب و یا مسئولیت و شأن اجتماعى وى خوانده شود، نشانگر این‏است که از ورود به حریم شخصى وى خوددارى شده، ادب منفى ملحوظ گردیده است. پس هر چقدر اشاره و خطاب ما نسبت به مخاطب غیر مستقیم‏تر باشد، میزان ادب و احترام منفى بیشتر لحاظ مى‏گردد(آقا، 1994). بر اساس نظریه «براون» و «لوینسن»، کاربرد ادوات احترام و تکریم منفى برآیند دو عامل قدرت و فاصله نسبى اجتماعى‏است.

    بنابر عامل اول، هرچقدر طرف مقابل از قدرت بیشترى برخوردار باشد، گوینده از ادوات تکریم بیشترى در مخاطب قرار داده و بیشتر استفاده مى‏کند.

    بنابر عامل دوم، هر چقدر فاصله اجتماعى میان دو نفر بیشتر باشد، یا آن دو نفر نسبت به هم ناآشنا باشند، احتمال استفاده از ادوات احترام و تکریم بیشتر مى‏شود.

    3. نام‏ها و القاب حضرت محمد (ص) در قرآن

    در قرآن کریم از پیامبر اسلام(ص) با نام‏ها و القاب گوناگونى یاد شده‏است.

    در قرآن نام‏هاى پیامبر اسلام(ص) به دو صورت احمد و محمد دیده مى‏شوند. نام

    ( 73 )
  • احمد تنها یک بار (صف، آیه 6) و نام محمد چهار بار (آل‏عمران، آیه 144؛ احزاب، آیه 40؛ محمد، آیه 2 و فتح، آیه 29) ذکر شده‏است.

    در سرتاسر داستان‏هاى قرآنى به برخى از پیامبران هم اشاره شده‏است؛ امّا تفاوتى میان نام بردن از آنها و نام بردن از پیامبر اسلام(ص) وجود دارد. واضح‏است که هر پیامبرى مورد خطاب الهى بوده است؛ امّا در قرآن هیچ‏کدام از آنها با لقب یعنى به صورت یا ایهاالنبى و یا ایهاالرسول و مانند آنها مورد خطاب قرار نگرفته‏اند. از این رو نتیجه گرفته مى‏شود که تنها پیامبر اسلام(ص) به صورت یا ایهاالنبى و یاایهاالرسول مورد خطاب قرار گرفته‏اند.

    در قرآن مجید نام دیگر پیامبران مکرّراً منادا واقع شده‏اند؛ مانند: یا عیسى(آل عمران، آیه 55)، یا یحیى(مریم، آیه 12)، یا موسى(نمل، آیات 10ـ9)، یا آدم(بقره، آیه 33)؛ لیکن صورت یا محمد و یا احمد هرگز به چشم نمى‏خورد.

    4. تحلیل نام‏ها و القاب حضرت محمد (ص) با تکیه بر نظریات زبان‏شناسان

    چنان که آمد، «براون» و «لوینسن» رعایت ادب و احترام افراد را از رهگذر خطاب به آنان با نام ناشى از خودمانى تلقى کردن مخاطب مى‏دانست؛ اما به نظر مى‏رسد، این نکته درباره پیامبر اسلام(ص) صدق نمى‏کند.

    در توجیه این پدیده مى‏توان گفت که کاربرد نام‏هاى شخصى پیامبر اکرم(ص)، یعنى احمد و محمّد، براى آن‏است که شخص ایشان با نام مشخّص شده باشند و شخص دیگرى نتواند ادعاى نبوت کند.

    از سیاق آیه شریفه‏اى که نام احمد در آن آمده‏است، درمى‏یابیم که آن حضرت با این نام در تورات و انجیل معرفى شده بودند و لذا ذکر این مطلب براى آن‏است که یهودیان و مسیحیان ایشان را شناخته و آن بشارت در مورد شخص آن حضرت براى آنها جاى شک و شبهه‏اى باقى نگذارد. نفس عبارت یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ اْلإِنْجیلِ(1)(اعراف، آیه 157) هم مى‏تواند حاکى از این باشد که به احتمال زیاد تورات و انجیل غیر محرّف در میان آنها یافت مى‏شد. چنین معنایى از دیگر آیات که تنها نام محمد در آنهاست برداشت نمى‏شود.

    ______________________________

    1 . که نام او را نزد خود، در تورات و انجیل نوشته مى‏یابند.

    ( 74 )
  • نیز همان‏طور که آمد، «براون» و «لوینسن» رعایت ادب و احترام اشخاص را از طریق خطاب به آنان با لقب بر اثر قدرت یا فاصله اجتماعى مى‏خواند؛ اما این نکته نیز در مورد پیامبر اکرم(ص) صدق نمى‏کند؛ زیرا خداوند از همه‏کس و همه‏چیز بالاتر و قدرت‏مندتراست(لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ(1) ، شورى، آیه 11).

    فاصله نسبى اجتماعى نیز درباره پیامبر اسلام(ص) صادق نیست؛ زیرا هیچ‏کس نیست که نسبت به خداوند بیگانه و غریبه باشد و یا خداوند، از باب این که با آن فرد آشنایى ندارد، بخواهد از ادوات تکریم استفاده نماید. خداوند از همه‏کس به انسان نزدیک‏تراست: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ(2) (ق، آیه 16).

    بنابراین، دو عامل قدرت و فاصله نسبى اجتماعى کاربرد یا ایهاالنبى و یا ایهاالرسول را نمى‏توانند توجیه نمایند.

    به نظر مى‏رسد، در مواردى که ایشان به عنوان رسول یا نبىّ مورد خطاب قرار مى‏گیرند، به طور مستقیم جنبه آموزندگى براى دیگران دارد که وى را بسیار والاتر و برتر از دیگر آدمیان دانسته، با وى به زبان تکریم سخن گویند؛ چنان که به همین امر در قرآن سفارش شده است: لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً(3)(نور، آیه 63)

    5. نتیجه

    چنان که گذشت، به نظر زبان‏شناسان زمانى که گوینده، قصد رعایت ادب و احترام درباره مخاطبش داشته باشد، هرگاه نام کوچک او را به کار مى‏برد، به لحاظ خودمانى بودن مخاطب است و هرگاه مخاطب را با لقب مى‏خواند، به جهت برخوردارى او از قدرت یا فاصله اجتماعى است.

    اما هیچ یک از این نکات درباره پیامبر اسلام(ص) صدق نمى‏کند. نه آنجایى که نام احمد و محمد در آیات قرآن آمده است، به لحاظ خودمانى بودن اوست و نه آنجایى که القاب آن حضرت به کار رفته است، قدرت و فاصله اجتماعى او مورد توجه بوده است.

  • + نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط amin hosiin   |