SHIN

روح بزرگ

پروژه واقعي مونتاك Montauk سفر در زمان .2

دوستان گرامی من ، درود صمیمانه مرا در ماه مهر پذیرا باشید …!

درست است که پیتر مون (نویسنده ی کتابهای مونتاک ) اسم مصاحبه شونده هارا نیاورده است (البته با فرض اینکه او مصاحبه را انجام داده باشد که در برخی سایتها خلاف این مورد است البته در کل قضیه زیاد تاثیری نمی گذارد)، ولی شما عزیزان وخوانندگان با هوش وذکاوت ایرانی می توانید حدس بزنید که آنها کسانی غیر از پرستون بی نیکولز وبرادرش ادوارد بی نیکولز(آل بیلک) ودانکن کامرون نیستند…! آنها بازماندگان زنده ی پروزه فیلادلفیا هستند و همانطوری که در قسمت اول اشاره شد ، پرستون نابغه ی الکترونیک ومغز متفکر و عنصر کلیدی  پروژه مونتاک بود .

مونتاک به نظر من ،(در صورت اثبات حقیقی بودن آن از طرف سایر محققان و پزوهشگران مستقل ایرانی و خارجی در سراسر جهان ) ماجرایی شگفت انگیز و دهشتبار بوده است ، آیا هنوز هم ادامه دارد ؟! نمی دانم !

شاید آری و شاید نه …عمق فاجعه ، آنجا بوده که نزدیک به 10000نوجوان بیگناه فدای جاه طلبی های عده ای از خدا بیخبر شدند و نزدیک به 250000نفر انسان در طول این سالها ، در ارتباط با پروژه فوق به هلاکت رسیدند ، ناپدید شدند ، دیوانه شدند واز بین رفتند…به نظر من پروزه ی مونتاک ، و پروزه های مشابه ، آرمانهایی به غایت استکباری و قدرت طلبانه برای دولتهای سایه ، لابی های صهیونیستی ، شیاطین مجسم امروزی ، فراماسونهای نوکیسه و…فراهم آورده اند ، برای کسانی  که هدفی جز اربابی و آقایی بر جهان آرزوی دیگری ندارند حال اگر ماکیاولی وار باشد و هدفشان وسیله شان را توجیه کند ، چه بهتر !” آنها “

با کارهایشان روی هرچه” شیطان ” که در اعصار وقرون گذشته بوده را سفید کرده اند …!!

به نظر من ، برما محققان و پژوهشگران و مترجمان متعهد ایرانی ، واجب است تا نقاب از این پروژه های ریزو درشت برداریم ، وبا نگاهی “حقیقت یاب” نیتهای پلید این شیاطین بزرگ وکوچک را بر همگان رسوا و اشکار کنیم …به امید روزی که تمامی جوانان دنیا در محیطی سالم وبدون دغدغه ، در فکر تلاش و سازندگی برای کشورشان باشند و با ایمانی استوارو امیدوارانه در جستجوی حق و حقیقت …آمین .

خوب …از مبلغ کم کنیم و بر مطلب افزاییم ! این شما و این دومین قسمت مونتاک ، پروژه ای که نام “هولوکاست مونتاک ” بیشتر برازنده آن است تا پروژه مونتاک ……

حق تعالی نگهدار همه ما باشد .

فرهاد سدادی

تبریز، 11 مهر 1389خورشیدی

تمامی این کتابها از سایت www.amazon.com با پرداخت هزینه آنها قابل دریافت است .

پروژه Montauk سفری در زمان  قسمت دوم : مصاحبه ها ، سوالاتی موشکافانه و جوابهایی باور نکردنی …

——————————————————————————————–

@ این گزارش ، براساس بیش از 9 ساعت مصاحبه های ویدیویی ، مصاحبه های شخصی و تفسیرات فردی تهیه شده است .این گزارش در قالب مصاحبه پرسش و پاسخ “باز” تهیه شده است ، بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی پرسش کننده است وچه کسی پاسخ دهنده …این قالب مصاحبه ، همچنین اجازه می دهد که اطلاعات آتی ، به همان فرمت پرسش و پاسخ ، در بخش دیگری درج شود.

@ این اطلاعات خام ، با توجه به عدم اثبات یا تایید آن بدست امده است ، وهمانطوری که بدست آمده ، بی کم وکاست گزارش گردیده است .

@ این گزارش حاوی اطلاعاتی در موارد زیر است :

1-      پروژه ی فیلادلفیا (پروژه ی رنگین کمان ) /2- پروژه ی فونیکس (ققنوس) از مرحله ی اول تا سوم آن /3- ریشه های رادیو سوند RADIOSOND وارتباط ان با کار “ویلهلم رایش”

(WILHELM REICH) /4- برنامه های دولتی کنترل آب وهوا و دستور کار پنهان آن / 5- پروژه های کنترل فکر مونتاک / 6- قتل عام عمومی هزاران کودک ونوجوان آمریکایی در طی تحقیقات کنترل ذهن /

7- آزمایشات تونل زمان / 8- پروزه های دولتی تونل زمان و روشهای عملیاتی کردن آنها / 9- چگونه “نیکلا تسلا” و”فون نویمان” به این پروژه ها کمک کردند / 10- شرط شهادت (MARTYRDOM CLAUSE) / 11- کنترل فکر توسط امضا و خواست فردی و شخصی / 12- روشهای فنی برای تولید هولوگرامهای سیاره ای و اثرات (MATERYA) / 13- تبیینی در خصوص آنچه ماورای حلقه ی های بسته ی زمانی وجود داشت / 14- سیاست ، منطق وبرنامه ی دولت امریکا برای ساخت اردوگاه های انفرادی وکار برده وار(بیگاری) / 15- پروژه ی دریم اسکن (DREAM SCAN P.) اسکن خواب و رویاهای افرادوکشتن آنها درخواب ( فیلم  جدید “آغاز” با بازی لیو.ناردو دی کاپریو در همین مضمون است )

16- پروژه ی MOON SCAN / 17- آزمایشگاه ابزار دقیق هوابرد / 18- پروژه ی تخریب ذهن (MIND WRECKER) / 19- گروه های بیگانه (فضایی) شناخته شده به عنوان KONDRASHKIN

(احتمالا برای فعالیتهای تجارتی طولانی مدت !! –مترجم) و تعامل وهمکاری آنها با دولت ایالات متحده در برنامه های کنترل ذهنی دولت / 20- KAMOGOL II و گروه های GIZA (جیزه ) / 21- NEGATIVE SIRIANS (سیرین های منفی) ، تسلیحات رقومی (عددی) شورا SOVEIT SCALAR WEAPONARY / 22- دستکاری های گروه اوریون ( ORION GROUP MANIPULATIONS)

23- ششمین ریشه ی برتر ت.ن.ا.س.خ.ا.ت (6TH. ROOT RACE INCARNATIONS)/ 24- تله پاتی برای تولید مواد مخدر واستفاده از آن ها برای سرکوب / 25-  FAAوژنراتورهای زمان –صفر

ZERO-TIME GENERATORS)) / 26- ( SPIN-OFF) های فنی پروژه ی فیلادلفیا / 27- پیمان یا اتحاد بین المللی هوا-فضا / 28- برش مقطعی دستگاه القاء گری (CROSS-SECTION OF IMPLANT DEVICE / 29- ویلهلم رایش (WILHELM REICH) وکنترل ذهن / 30- برنامه نویسی O.R.G.A.S.T.I.C-TYPE”" ویلهلم رایش واستفاده از آن توسط دولت ایالات متحده و “سیرین ها ” (SIRIANS) / 31- شراکت فراروانی (PSI-CORPS) / 32- تجارت روح بیگانگان (!) /33- مونتاک وبیگانگانی از سیستم ستاره ای ANTARES(صورت فلکی قلب العقرب) /34- THE LEVERONS

35- گروه الوهیم  / 36- نیروی دریایی ایالات متحده و پروزه ی تونل زمان / دولت ایالات متحده و

خا کستری ها (GRAYS) /37- پشتیبانی از زندگی الکترونیکی / 38- سیستمهای هیومنوئیدهای خزنده

( HUMANOIDS REPLITIAN) / 39- توده هایی از شکل جدید حیات در بالای قطبهای زمین و ارتباطشان با شیوع سالیانه بیماری شبه آنفولانزا / 40 – ساختن ویروس ایدز HIV در FORT DIETRICK مریلند / 41- قطارهای مگلو (MAGLEV TRAINS) وشبکه ی تونل زیر زمینی ایالات متحده / 42- ژنهای انسانی از دست رفته (گمشده ) / 43- سفینه ی فضایی مدفون در زیر هرم جیزه در مصرو آرشیو فنی بیگانگان /44- پول جدید آینده / 45- اشرافیت سیاه ( BLACK NOBILITY) /46-نژاد نوردیک و سیستم گردش خون بر اساس یونهای مس – شبه انسانها ( در انسان براساس آهن است –مترجم )

تکنولوژی شبیه سازی انسان ، کلونینگ (تکثیر ) و توسعه انسانهای مصنوعی و برنامه های جایگزین سیاسی / 46- اوضاع خاورمیانه /47- آگاهی کنگره از وضعیت مواد مخدر و دستور کار بیگانگان / 48-

THE MIB گروه مگابایت / 49- ارتش آمریکا ونیروهای هلی بورد (هلیکوپتری ) سیاه / 50- تکنولوزی اختلال ذهن با موبایل دولتی / 51- ماهیت و اهداف گروه اوریون (شکارچی) / 52- تراکم – دانسیته چهارم از جهش ژنتیکی ( TRANSMUTASION) نژاد بشر / 53- تغییرات زمین شناسی / تکنولوزی کنترل ذهن SIRIAN ها و مطالب بیشتر دیگر …..همراه با تصاویر دستچین شده از شاهدان دارای حافظه تصویری عالی وبا شهامت و با جسارت .

این اطلاعات تکمیل کننده ی بخش هفت (با عنوان ماتریکس III ) می باشد .

این همه موضوع برخاسته از پروژه ی مونتاک  بسیار شگفت انگیز است و تجزیه وتحلیل هرکدام وقت و حوصله ی فراوانی می طلبد .از دوستان عزیز مترجم یوفولاو خواهش می کنم در خصوص تمایل ، مطالب بسیاری که در این زمینه ها در اینترنت وجود دارد ، یافته ودر وبلاگ برای استفاده بقیه دوستان قرار دهند .

رامتین جان ، با این حساب مطالب چند سال جور می شود …!

در زیر چند لینک مفید برای پژوهش در موارد کلی مونتاک ارایه می کنم :

http://www.bielek.com/
http://www.bibliotecapleyades.net/montauk.htm
http://www.v-j-enterprises.com/montautauk.htm

ولینکهای بسیار عالی همراه با فیلم کوتاه ، مصاحبه وخلاصه همه چیز :

سایتی فوق العاده با مطالبی که من برایتان در حال ترجمه اش هستم با مطالب اضافی:

http://www.conspiracyresearch.org/forums/lofiversion/index.php/t45821.html

An Excerpt from: Pryamids of Montauk:
Explorations in Consciousness
http://www.v-j-enterprises.com/montauk.html
THE PHOENIX PROJECT (PART 1)
http://surbrook.devermore.net/herosource/m…monphopro1.html
THE PHOENIX PROJECT (PART 2)
http://surbrook.devermore.net/herosource/m…monphopro2.html
PHOENIX II
(a.k.a.) THE MONTAUK PROJECT
http://surbrook.devermore.net/herosource/m…onphoenix2.html
A TIME LINE OF THE MONTAUK PROJECT
http://surbrook.devermore.net/herosource/m…ontimeline.html
ORION TECHNOLOGY AND OTHER SECRET PROJECTS
http://www.burlingtonnews.net/secretprojects.html
Ong’s Hat: another Space-Time Project
http://www.skybooksusa.com/ongpulse.htm
Cosmic Awareness Communications
http://www.transactual.com/cac/cachome.html
Will’s Rainbow Bridges website
http://willsrainbowbridges.com/
The Confederation Era
http://www.geir.org/future/background/chron02.html
Alternate History Earth
http://www.google.com/base/a/1413217/D7656200150290919370
The Real New World Order Part 2
http://www.4truthseekers.org/articles/the_…rder_part_2.php
Atlantian Technology Index
http://tinyurl.com/5cor5r
Montauk Project
http://www.crystalinks.com/montauk.html
MONTAUK AIR FORCE STATION & TWA 800
http://www.konformist.com/mkkafe/montauk3.txt
Aleister Crowley and the Sirians
http://www.bibliotecapleyades.net/cienciar…enciareal28.htm
THE ADVENTURES OF MICHAEL ASH (Must Read)
http://www.think-aboutit.com/branton/adven…michael_ash.htm
TECHNOREALITIES: The Fake Second Coming
http://www.angelfire.com/oz/cv/pinegap16.html
MONTAUK PROJECT REPORT
http://psychicspy.com/montauk.txt
ALIENS, TIME TRAVEL, AND WORMHOLES
http://www.whale.to/b/bielek7.html
HAARP–Expansion of Montauk Project
http://tinyurl.com/46llz2
REALITY: The Grand Illusion
http://www.peterrussell.com/Reality/index.php
HOW THE THULE AND BLACK SUN SECRET SOCIETIES SPAWNED MANMADE UFO TECHNOLOGY
http://www.rumormillnews.com/cgi-bin/archive.cgi?read=99815

ولینکهای بیشمار دیگری که به تدریج در قسمتهای بعدی باقیمانده از نظرتان خواهد گذشت .

@ از کجا می خواهید شروع کنم ؟ بیایید با پروژه ی فونیکس شروع کنیم …

آن پروژه ای بود که در واقع ، نوع تکامل یافته ای از پروژه ی فیلادلفیا محسوب می شد .

هدف فونیکس و نیروی دریایی امریکا ، در دهه ی 30 و40 میلادی ، تلاش برای نامریی کردن کشتی های نظامی بود . در یک روز پرحادثه ، آنها سویچ پروژه را زدند و ناگهان کشتی به هایپر اسپیس (فضایی با بعدی بالاتر از نظر ارتعاشی – منرجم )منتقل شد. آن حادثه ، انواع مشکلات را برای افرادی که در کشتی بودند بهمراه داشت ، همانطوری که این حادثه یک موفقیت بزرگی در زمان خود محسوب می شد ، یک شکست بزرگ نیز بود ، پس از آن ، آنها این آزمایش رابه کل کنار گذارده و انرا به زمان دیگری موکول کردند . در سال 1947 توسط دکتر جان فون نویمان وهمکارانش ، تصمیم به دوباره فعال سازی پروژه گرفته شد و کل تجهیزات به ” آزمایشگاه ملی بروکهاون ” منتقل شد . به غیر از فونیکس ، من از تکنولوژی “استیلث ” (ساخت هواپیماهای فوق مدرن رادارگریزمثل استیلث /تارانیس/اس آر71 و… -مترجم) خبردارم .

اما بخاطرحفظ امنیت شغلی ام نمی توانم از انها صحبت کنم .آن همچنین شامل تولید انواع اسباب بازیهای کوچک باتری دار (ENERGIC) شبیه رادیوسوند (کنترل رادیویی)نیز می گردد.

@ رادیو سوند(RADIOSONDE )چیست ؟

خوب در تمام اشکال آن رادیوسوند ، یک جعبه سفید بود که به یک بالون وصل می شد و به آتمسفر فرستاده می شد .

گفته ی دولت به مردم این بوده که آن ، وسیله ای برای جمع اوری اطلاعات اب وهوایی است .در حالی که آن ،در یک نوع غیر معمول از مدولاسیون پالس (تعدیل نوسان ) بکار می رفت .(استفاده از این نوع مدولاسیون پالس یا تعدیل نوسان ، بسیار غیر معمول است ) در اغلب موارد ، آنها اسیلاتور یا نوسان ساز  CW موج پیوسته  و سیگنال پالس شده (موج نوسان یافته ) را بکار می بردند .و این امر مشخص می کرد ، که روش بسیار کارآمدی برای تبدیل انرژی الکتریکی به انرژی اتریک (ETHERIC) است .

من به تازگی وهمین اخیرا شروع به جمع آوری رادیوسوند ها کردم ، من هرگز یک گیرنده(رسیور) را ندیدم ولی متوجه شدم که آنهادر” آزمایشگاه ملی بروکهاون لانگ آیلند” طراحی شده بودند .

www.bnl.gov/

http://en.wikipedia.org/wiki/Brookhaven_National_Laboratory

(آزمایشگاهی مجهزی است در خصوص تحقیق برروی فیزیک ذرات بنیادی ، نانوتکنولوژی و…-مترجم)

من شروع به صحبت کردن با افراد مستقر در بروکهاون نمودم ونهایتا نجیب زاده ای بازنشسته که آنجا به کار گمارده شده بود ، توچهم را جلب کرد . او بود که به من گفت در اصل ، طرح این دستگاه توسط

“ویلهلم رایش” (WILHELM REICH) انجام گرفته است . آن اشتیاق مرا به دانستن برانگیخت .

داستان به سال 1947 میلادی برمی گردد، یعنی زمانی که ویلهلم رایش دولت آمریکارادر ساختن دستگاه کنترل آب وهوا یاری کرد.

( رایش روانپزشک اتریشی تبار ،روانکاو وهمکار زیگموند فروید ، که از افراطی ترین چهره های تاریخ روانپزشکی بود ، او چهره ای جنجالی بود دکترینش ORGONE بود یا همان چیری که او قدرت (ج.ن.س.ی) زن ومرد می نامید ، او این قدرت را نام دیگر “خدا” می دانست ! انباره هایی ساخته بود که این انرژی اورگون را ذخیره می کردند ، بیشتر روان درمانی های او ، حول وحوش موضوعات (ج.ن.س.ی ) دور می زد …او اعتقاد داشت ، زن ومرد بدون “قدرت ارگاستیک ” دچار نوعی اختلال روانی هستند ، که منجر به نفرت و نوعی انحراف ج.ن .س.ی منجر به سادیسم می شود که شخص در اثر آن از آزار دادن لذت می برد ، باعث ایجاد حرص و طمع می شود و “فاشیزم ” را تولید می کند او در این مورد” ORGONE” با انیشتین نیز صحبت کرد و آزمایش خویش را به او توضیح داد …رهبران فکری دستگاه نازیسم هیتلر، مثل گورینگ ،گوبلز ، هیملر ، هس وپلیس گشتاپو (گه هایمه اشتاس پولیتزا =پلیس مخفی نازی ها) و ماموران اس اس از این ” تز” رایش استفاده کردند برای تربیت زنان ومردان جوان بی احساس ج.ن.س.ی ، برای تولید ماشینهای بی احساس کشتار انسانهای بی گناه …و هولوکاست داخائو و اشویتس را بوجود آوردند ، حال به رقم کشتار کاری ندارم ، ولی همین “تز”رایش در کنار سایر دلایل متفاوت دیگر باعث کشتار میلیونها انسان بیگناه شد.-مترجم)

http://en.wikipedia.org/wiki/Wilhelm_Reich

دستگاهی که می توانست DOR-BUSTING کند یا باعث انفجار DOR شود. رایش تصور می کرد ، اگر او می توانست ، مقادیر شدت DOR را کاهش بدهد ، دیگر طوفانها آن قدرت تخریبی سابق را نخواهند داشت .( DOR، حاصل و نتیجه ی انرژی ORGONE ای است که از تماس با یک منبع رادیواکتیو سربسته منتشر می شود) این اشعه ، یک ” انرژی کشنده ی اورگون ” یا DORتولید می کند ، که زندگی را به مخاطرات جدی می اندازد.(DOR=DEADLY ORGONE ENERGY  )

آن ، حتی از طریق فرآیندهای دیگر در اتمسفر تولید می شد.

محض آزمایش ، دولت آمریکا ، دستگاه رایش را داخل طوفان قرار داد و ملاحظه کرد که شدت طوفان کاهش یافت ! این دستگاه موجبات مسرت دولت آمریکا را فراهم کرد و آنها فاز دیگری از پروژه ی فونیکس را با طراحی و ساخت رادیو سوندها آغاز کردند و شروع به راه اندازی آنها ، وتولید انبوه نمودند بطوری که نرخ تولید آنها در روز به 200 الی 500 می رسید .( آیا این مقدمه ای برای” پروژه ی هارپ” بود؟-مترجم)

طیف رادیویی این اشیا ، محدوده ای بالغ بر 100 مایل ( 160.9 کیلومتر) را شامل می شد.

اگر آنها تعداد زیادی رادیوسوند بکار می بردند ، شخص تصور می کرد که گیرنده های آنها همه در مکان مشترکی قرار گرفته است .

من ،(احتمالا پرستون بی نیکولز) مجبور بودم وظیفه ی جمع آوری امواج گیرنده های رادیویی را برعهده داشته باشم …من بیش از 100 فرکانس رادیویی ، در مجموعه شخصی خودم دارم ، من هرگز یک گیرنده ی رادیو سوند ندیده ام …درباره آنها شنیده ام ولی هرگز آنها را ندیده ام …

@ چه فرکانس هایی استفاده می شد؟

فرکانسهای استفاده شده 403 مگاهرتز و 1680 مگاهرتز بودند.آنها 2 فرکانس متفاوت بودند.

@ آیا هردو در یک زمان استفاده شدند؟

نه ، یکی یا دیگری در زمان واحد بکار نرفتند ، آن فرکانسی که در ابتدا استفاده شد ،  2_ + 403 مگاهرتز وفرکانس بعدی ، 6_+ 1680 مگاهرتز بود .” ترمیستور” (مقاومتی برای سنجش حرارت) آنها ، طلا ، نقره ، پلاتین و ایریدیم بود. ویلهلم رایش ، از سنسورها یا حسگرهایی استفاده کرده بود که در آنها از طلا ونقره بکاررفته بود. المنت حساس به رطوبت ، یک صفحه ی بشقاب مانند پلاستیکی و نفره اندود بود ، که دورتا دور و اطراف لبه های آن به شکل خطوط رسانا ، در سراسر بشقاب بکار رفته بود.

بر خلاف اکثر  HUMISTOR ها ،(دستگاه های اندازه گیرنده درجه حرارت و رطوبت هوا) همانطوری که رطوبت را می گرفت مقاومتش بالا رفت ، آنچه که ما در این نقطه فرضیه سازی کردیم این بود که “ترمیستور” درست مثل آنتن ” . ” DORخارج از فاز عمل می کرد و حسگر یا سنسور حساس به رطوبت ، بعنوان آنتن ” ORGONE ” عمل می کرد …حسگر فشار ، که اساسا آنها آنرا سویچ BARREL (که وظیفه انتقال وهدایت جریان در یک ترمینال را بعهده دارد / سویچ خمره ای شکل –مترجم)

می نامیدند ، نوعی” سویچ چرخشی حساس به فشار ” بود .

دستگاهی که بدین ترتیب ساخته شد ، ” . ” DORرا نابود می کرد و ” ORGONE ” را بوجود می آورد…

فرستنده یا انتقال دهنده ، شامل 12 اسیلاتور (نوسان ساز) بود : یکی از آنها حامل فرکانسهای 403 یا 1680 مگاهرتزی بود ، و دومی نوسان ساز یا اسیلاتوری 7 مگاهرتزی بود که به دام شبکه ای از نوسان ساز حامل قبلی افتاده بود . نتیجه آن شد که نوسان ساز 7 مگاهرتزی ، دارای پالس خاموش/ روشن شده بود.

@ چگونه همه ی اینها به آن چیزی که در سایر پروژه ها ی دیگر در حال اجرا بود ، مربوط شدند؟

دولت آمریکا نمی توانست به عموم مردم درباره ی دستگاه های کنترل اوضاع جوی چیزی بگوید .

(بیایید کلاهمان را قاضی کنیم ! اگر هم می گفت باز کسی باور نمی کرد !! چرا چون اکثر توده مردم درمنحنی توزیع نرمال ، 34% +50 % =84% در وضعیت نابسامان به سر می برند ، کارمند حقوق بگیرند یا که بیکارند ، یا شغل آزاد دارند ، خانه ای را تمام اقساط و مبله تحویل می گیرند وتا آخر عمرشان باید به بانک اقساط بدهند! دیگر فرصتی برایشان باقی نمی ماند که فکر کنند چندم ماه است ! در فکر بدبختی خودشان هستند ! شب هم خسته کوفته به خانه می آیند ، پای تلویزیون می نشینند ، NBC/CBS/FOX NEWS/LARY KING SHOW,… وابسته به تشکیلات روپرت  مورداک غول رسانه هارا تماشا می کنند! بدون سوال !؟ بدون نظر ؟ بدون نقد ؟ جالب است دولت بقدری اذهان مردم را با صنعت تولید سرگرمی مثل فیلمها وسریالهای پرخرج ولی کم محتوا و بی محتوا ی هالیوودی ، موزیک ویدئوهای مروج خشونت ، هرج ومرج ، صنعت پرسود پ.و.ر.ن.و وبرهنه گری علنی به نام “آزادی” مشغول کرده که دیگر فرصتی برای مردم غرب برای تفکر و تدبر در مورد سیاست های پشت پرده و پنهان کاخ سفید باقی نمانده است ! هرکسی هم که آمده فیلمی ساخته مثل مایکل مور با 11/9 یا کتابی نوشته مثل دیوید آیک متهم به نظریه  توطئه می شود !!اشتباه نکنید من با “تخدیر ذهن” مخالفم نه با برادران لومیرسازندگان سینما ! سرگرمی به بهای چه؟ از راه بدر شدن جوانهای زیبای سراسر جهان به سودای” سوپر استار ” شدن در هالیوود وروی فرش قرمز راه رفتن ! آخر به چه قیمتی ؟؟ نیمه ی خالی لیوان را نمی بینم ولی به قول متفکران خودشان ،

مدتهاست که اخلاق و عفت و پاکدامنی و نجابت ” کانت ” را EXPIRE DATEشده می دانند و “لیوتار”وار پست مدرنیزم را حجت ، خوب ، هرکس برای خودش یک روایت است ، ولی در آخر کار چه کسی روایت همه ی مارا می خواند؟ سوال اساسی این است …ماشرقی ها جوابش را داریم ولی اکثر غربی ها متاسفانه نه .-مترجم)

آنچه که ما اینجا می بینیم ، درواقع پیدایش چیزی است که از پروژه ی مونتاک بیرون آمده است : که ترکیبی از کار ویلهلم رایش و ازمایش فیلادلفیا بود. 2 پروژه ی مجزا ، در جریان یک پروژه بنام ” فونیکس/ققنوس”ایجاد شدند ، با این ازمایش از یک طرف ، شما جنبه های نامریی شدن را فهمیدید ونیز برنامه ی توسعه ی کنترل اوضاع جوی ” ویلهلم رایش ” را دریافتید.

هرچقدر بطرف پایان پروزه ی فونیکس پیش می رفتیم ، توسط برخی مفاهیم ویلهلم رایش و بعضی “طرح های انتقال ” بکار گرفته شده توسط پروژه ی رادیو سوند ، آنها دریافتند که می توان 2 عامل فوق را باهم ترکیب کرد و آنها را در “کنترل ذهن” به کارگرفت. مقامهای دولتی به من می گفتند که این یک” تغییر حالت”

است اما “کنترل ذهن ” سبک مغزها ، تنها هدفی بود که آنها دنبال می کردند.

@ این (کنترل ذهن ) تنها چیزی بود که در مونتاک انجام شد ؟

نه …! فونیکس یکی از آنها بود.پس از اینکه احزاب و محافل سیاسی متوجه آن گشتند ، خواستار تعطیلی آن پروژه گردیدند.افرادی که از انجا گریخته بودند ، به ارتش رفتند و پیشنهاد دادند که از آنها (یعنی گریختگان از مونتاک) می شود به عنوان مدیوم یا کسانی که روی اذهان دشمن نفوذ دارند استفاده کرد .

ارتش ، این ایده را پسندید ومجوز استفاده از پایگاه نیروی هوایی قدیمی مونتاک را برای آنها صادر کرد.

در میان تجهیزات در خواستی ، واحد رادار قدیمی SAGE بود که در پایگاه مونتاک وجود داشت .

پایگاه تعطیل شده بود وفعالیت همه چیزمسکوت وراکد بود. بعد از مدتی ، گروه به آزمایشگاه های بروکهاون لانگ آیلند نقل مکان کرد که این اغاز چیزی بود که ما انرا به نام “فونیکس 2″ می شناسیم.

آنها ، ده سال را بدین ترتیب از حدود 1969 تا 1979 میلادی با تحقیق بر روی “کنترل ذهن خالص “سپری کردند …آنها با گرفتن امواج خروجی از رادار SAGEکارشان را اغاز کردند…وبا مدولاسیون (تعدیل) موجی ویژه که ویلهلم رایش در پروسه ی کنترل آب وهوا نشان داده بود ، با چیزی که از کار آزمایش فیلادلفیا متوجه شده بودند ترکیب کردند …فرکانس موج انتقالی آنها تقریبا 406 مگاهرتز بود. آن موج انتقالی ، 406 مگاهرتزی اطراف فرکانس ها می چرخید(می رقصید) و تغییر فاز را موجب می شد.

آنها مفهوم AMPLIDYNE( یا ژنراتور دی سی ، که ولتاژخروجی آن با تغییرات تحریک میدان متناسب است –مترجم) را بکار بردند و این زمانی بود که شما مراحل بسیاری از پالس-مدوله شده (نوسان تعدیل یافته ) را طی کرده بودید .BRF از 10 سیکل تا 750 سیکل (دور در ثانیه ) بود .پهنای پالس (عرض موج نوسانی) در هر مکانی متنوع و مختلف است واز 10 الی 75 ms را شامل می شد. فرکانس مرکز 406 مگاهرتز بود که توسط” یک تابع با پایداری پایین “A STAY –LOW TYPE FUNCTION)) تولید می شد که تابع” زمان – صفر ” (ZERO-TIME FUNCTION) نیز به آن گفته شده است.

@ آیا مدولاسیون دیگری روی این بوده ؟

تغییر فرکانس بر روی آن به صورت (رقصان/چرخان) وجود داشت.

@ پس با این حساب ، پروژه ی فونیکس 2 در سال 1969 آغاز شد ؟

بله دردوره زمانی 1969 تا 1971 وزمان پروژه ی فونیکس 1 ، از سال 1948 الی 1968 بود.

بخش اول پروژه ی کنترل ذهن ، بطئر انفرادی بود . وموضعشان چیزی تقریبا حدود 250 فوت

( 2/76 متر) دورتر از آنتن بود. رادار SAGE در حال تپش ، قدرتی در حدود 5 مگا وات تولید می کرد.

آنتن دراین شرایط، درحال بدست آوردن امواجی معادل 30 دسی بل بود.

این بدان معناست ، که قدرت موثر تابشی در حد گیگاوات بود.

آیا می توانید تآثیرآن چیزی را که بر افراد می گذارد تصور کنید؟ فکر می کنم شگفت انگیز این است که مردم هنوز اینجا هستند . این تاثیرات مخرب ، چیزهایی مثل سوختن مغز، ایجاد آسیبهای عصبی ، زخمی شدن ریه ها از حرارت و گرما و غیره بودند .

آنها، این کارهارا با تعداد زیادی ازافرادانجام دادند وبازماندگان کمی از آن واقعه هنوزهم زنده هستند.

@ مکانهایی که آنها داوطلبان رابرای آزمایش می گرفتند ( شکار می کردند –مترجم) کجابود؟

آنها فقط مردم بی بضاعت و فقیر وخاموش خیابانی (کارتن خواب ) را شکار می کردند و آنهارا در مقابل اشعه ی رادار قرار می دادند. این نوع اعمال غیر انسانی و غیر احساسی ، کارهایی است که دولت آمریکا دوست دارد انجامش دهد .

( جنایاتی که دولت آمریکا در ویتنام ، لایوس ، عراق و افغانستان و…انجام داده کم نیستند! یکی دیگراز این جنایات بالقوه که من خودم با چشمهای خودم در یک فیلم مستند شبکه توریستی “تراول” دیدم ، وجود تقریبا 3000 بمب شیمیایی /میکروبی ساخت USA بود که در جنگلهای پاناما همینطور به امان خدا ول شده بود !

خبرنگار بهمراه یکی از ساکنین می گفت که هرکدامشان 300الی 400 کیلوگرم وزنشان است وباسیلاب کمی جابجا می شوند ، فیوزشان دیجیتالی است کنترل انفجار آن با کد مخصوصی است که با ماهواره OPCW کنترل می شود ! این یعنی چی ؟ یعنی اربابان میلیتاریسم ، دنیارا برای خود حیاط خلوت درست کرده اند ، ولی زهی خیال باطل .-مترجم)

@ چه کسی مسوول پروژه در این زمان بود؟

“دکتر جان فون نویمان ” و جک پروت JACK PRUETT

@ یعنی (زیرنظر )سازمان خاصی ؟

من مطمئن نیستم که بطور سازمانی اداره می شد ، اکنون با بدست آوردن بوق شهرت این آنتن ، هرکسی ایده ی درخشانی برای قراردادن موضوع مستقیما در خط خودش ، مطرح می نمود.

LO & BEHOLD !! ناگهان و چرا (گفته ای طنز آمیز است ، چیزی است که به شما می گویند . زمانی که شما به یه نفر که در مورد چیزی تعجب آوری که رخ داده است چیزی بگویی –مترجم )

ListeRead phonetically

آنها از آزمایشاتشان بدون سوزاندن مردم نتیجه گرفتند. آنها دریافتند که تفاوت بخشی به مدولاسیون یا تعدیل فاز ( VARYING THE PHASE MODULATION) و نوسان فازهای چندگانه (THE PULSING OF THE MULTIPLE PHASES) و رقص فرکانس (FREQUENCY HOPPING) می تواند تاثیرات عمیقی برذهن افراد داشته باشد .

(البته با عرض پوزش از دوستان خوبم بدلیل اینکه رشته اصلی من الکترونیک نیست ، ولی با این وجود ، سعی کردم معادلهای صحیح فارسی دا از دایره المعارف و دیکشنری نارسیس و بابیلون و آکسفورد بدرستی انتخاب کنم تا برای دانشجویان این رشته ها فهم مطالب بغرنج نباشد .اگردر برخی موارد زبان وترجمه ام الکن بود ، با بزرگواری خویش مرا ببخشید !)

@ چند نفر در این تاسیسات کار می کردند؟

تقریبا 30 نفر.

@ چه کسی به ایشان مجوز داده بود که از این پایگاه استفاده کنند؟

نیروی هوایی ونیروی دریایی . این پروژه ای مشترک بود ، پرسنل نیروی هوایی ، ونیروی دریایی هردو در آن نقش داشتند . در حال حاضر ، نسخه هایی از احکام پرسنل نیروی هوایی موجود است .

@ داستان پوشش (مخفی کاری ) پایگاه چه بود؟

داستانی در کار نبود، آنجا پایگاهی متروکه ورها شده بود ، آن محل برای GSA بعنوان مکانی مازاد بشمار می امد ، زمانی که آنها تمامی سیستمهای راداری SAGE را در سال 1970-1969 تعطیل کردند ، آنجا نیز تعطیل شده بود . این یک عملیات غیر موجود/غیرمحسوس (NON EXISTENT) بود…آن خودش یک پوشش کامل بود .

@ کمکهای مالی را از کجا دریافت می کردند ؟

آن کاملا خصوصی بود.

@ شرکت ها؟

آن به تنهایی از جانب شرکتها نبود ، گرچه در مراحل بعدی از جانب شرکتها بود . پول اصلی را

دولت نازی” تامین کرد…

@ پروژه ی فونیکس 1 ؟

نه …این قضیه مربوط به فونیکس 2 و 3 می شود…در سال 1944 میلادی ، یک گروه نیروی آموزشی نظامی آمریکایی (که برای جنگ به فرانسه اعزام شده بودند) در تونل راه آهن فرانسه ، قطاری حامل ،

” 10میلیارد دلار طلای نازی ها” را یافتند ! آن 10 میلیارد دلار در سال 1944 بود ، سالی که قیمت هر اونس ( هر اونس= 35/28 گرم – مترجم) طلا 20 دلار بود .

(با یک حساب سر انگشتی ، 500 میلیون اونس طلا بوده یعنی تحقیقا 500000X 35/28= 14175000

یا 14175 تن طلا به صورت شمش خالص !! و اگر هر وزن هر شمش طلا را یک کیلوگرم بگیریم ، 14175000 شمش طلا می شده ! البته مساله به اینجا ختم نمی شود من تحقیق کردم ، قطار متشکل از ” پنجاه و دو واگن سنگین “بوده که  از مجارستان دزدیده شده بود.

پنجاه و دو واگن قطار  شامل مقادیر معتنابهی طلاو به غیر از طلا ، نزدیک به 700 £ از الماس و مروارید  1،250 نقاشی نفیس ، پنج هزارتخته فرش ایرانی و شرقی ، بیش از هشتصد و پنجاه و موارد موجود از ظروف نقره ای ، هفده بسته میله های دسته نقره ای ، چینی پرسلن ، تمبرهای نادر ، مجموعه سکه ،  ساعت های آنتیک ، ساعت زنگ دار ، دوربین ، کتهای  گرانقیمت، typewriters و ، لباسهای زیر ابریشم. (پس از قتل عتم مردم بوداپست و شهرها و روستاهای همجوار توسط ماشینهای کشتار اس اس و گشتاپو و قتل بیش از 550.000 مجارستانی در اردوگاههای مرگ Aushwitz و برگن بلزن.

برآورد ارزش  محتویات قطاردرسال 1945 206،000،000$ شد  که می تواند چندین میلیارد دلار امروز باشد .البته حرف وحدیث و مطالب متنوع و ضد ونقیضی در این خصوص هست . رونالد Zweig

که یک باز مانده مجارستانی هولوکاست است ، در بازگویی خاطرات تکان دهنده اش  گفته قطار طلا شامل همه چیز می شد ، از ظروف نقره و ساعت طلا ، حلقه عروسی ، دندان طلا که خون انسان بر روی آنها

بوده است …-مترجم)

برای تحقیق بیشتر این” موضوع واقعی “به سایتهای زیر مراجعه کنید :

http://articles.cnn.com/2002-10-30/entertainment/gold.train_1_gold-train-hungarian-jews-nazi-gold?_s=PM:SHOWBIZ

http://www.jamestwining.com/learn-more/the-black-sun/hungarian-gold-train

http://goldcoin.org/gold-coins/the-gold-train/1111/

مدتی بعد ، قطار در تونل منفجر می شود (بدلایلی نامشخص) .این امر باعث کشته شدن 51 سرباز امریکایی می گردد…وهمان طلا ها 10 سال بعد در مونتاک ظاهر می شوند! این قضیه تایید شده است …آن پول برای تامین مالی پروژه برای چندین سال بعنوان “ارزش طلا ” WENT UO مورد استفاده قرار گرفت.

آنها همه آنرا مصرف کردند وپولشان ته کشید .

( دوستان من ، انصاف بدهید ! پول بی زبانی که متعلق به مردم مجارستان ، لهستان ، رومانی ، چکوسلاواکی و…ومتلعق به دسترنج انسانهای آن دیار بود ، بزور از چنگشان بیرون آورده شد ، و سرنوشت عجیبی پیدا کرد که خواندید …واقعا آیا حدی برای سفاکی و طمعکاری این بشری که از خود بیخود شده باشد ، بیش از این سراغ دارید؟-مترجم)

آن زمانی بود که به ITT چنگ انداختند …که آن شرکتی معظم است که مالک شرکت “کروپ ” در آلمان است . از نظر پرسنل ، ITT آنها بسیاری از غیر نظامیان و دانشمندان سابق نازی ها در آلمان قبل وبعد از جنگ جهانی دوم به حساب می امدند. پروژه تحت نظارت دولت آمریکا بود .نخبگان جامعه ی اطلاعاتی می دانستند که قضیه از چه قرار بوده وهمه چیز تحت نظارت (سازمان C.I.A) اداره می شود.همانطوری که آن سایر آزانسهای اطلاعاتی دولتی را زیر نظر داشت . دامنه ی فعالیت بازیگرانی که در این پروژه نقش ایفا می کردند ، براساس عملشان ، کوچک بود ، آنها فقط بین 30 الی 50 نفر بودند.

(محض افزایش اطلاعات جامعه شناسی دوستان خوبم ، “گافمن” نظریه پرداز نظریه بازیگری در صحنه ی اجتماع ، جامعه را به صحنه تئاتر تشبیه کرده است ، که هرکسی طبق نقشی حقوقی که دارد بر روی صحنه می رود و به ایفای نقش واقعی خویش می پردازد ، در فیلم وسینما ، برخلاف واقعیت ، دنیایی مصنوعی خلق می شود، روی همین اساس ، آنچه که باعث می شود “تضاد نقش ” ها بوجود آید و عده ای مثل پرستون /آل بیلک و کامرون را وادار به افشاگری کند ودست از نقش خویش در این پروژه ی مخوف بردارند ، همانا وجدان آگاه وبیدارشان بوده که به آنها نهیب زده و آنها را از ادامه این نقش باز داشته است .-مترجم)

بودجه ی پروژه ، بطور کاملا خصوصی تامین می شد .

پس از سال 1983 سناتور گولدواتر ( SENATOR GOLDWATER) چیزهایی در این پروژه دستگیرش شد وشروع به تحقیقاتی در این زمینه کرد . اونتوانست ردپایی از بودجه ی دولتی پیدا کند.

جک پروت (JACK PREUTT) مدیر متافیزیکی پروژه مونتاک بود ، اودر نیروی هوایی کار می کرد پس از اینکه او کار دکتر هرمان اونترمان (DR .HERMAN C. UNTERMANN) را تحویل گرفت .آنها کارشناسان الکترونیک بودند . دکتر ماتئو زرت (DR. MATHEW ZERRETT) شخصی بود که درسال 1946 همراه ورنر فون براون ( WERHNER VON BRAUN) از آلمان آمدند…

احتمالا به این دلیل است که انها پول را تمام کردند ، آنها تابه حال در مجموع 25 پایگاه در سراسر ایلات متحده برای حمایت از پروژه ی مونتاک ساختند ، آخرین آن سری پایگاه ها ، در 12 اوت 1983 تعطیل شد .

پایگاه اصلی مونتاک ، جایی که همه ی 24 پایگاه وابسته  به آن مرجع زمان- صفر(ZERO-TIME )شان را از آنجا می گرفتند ، نیز تعطیل شد و 2 پایگاه باقیمانده نیز با آن رفت .

لبنکهای زیر ، اطلاعاتی در مورد سناتور گولد واترارتباطش با پرونده های رازول ، یوفو ها و… ونیز ورنر فون براون می دهد.

http://en.wikipedia.org/wiki/Wernher_von_Braun

http://www.rense.com/general70/cla.htm

http://en.wikipedia.org/wiki/Barry_Goldwater

@ در مورد بعضی “اثرات ذهنی ” چه اطلاعاتی وجود دارد؟

از انجا که من از بازخوانی برنامه دستگیرم شده ، وهمچنانکه من بخشی از آن پروژه بودم ، من موضوع انتخابی شان برای کنترل فکر به ان صورتی که در ابتدا در برنامه شان وارد شدم نبودم …(زیرا در ابتدا آنها مرا برای توانایی هایی مثل حساس بودنم ، می خواستند ) اما بعدها ، پروژه از من بالاجبار خواست تا عملیاتی را برای استخدام جوانان ترتیب بدهم .از اولین اجبار معلوم بود که آن تبدیل به فاجعه ای خواهد شد.

من به انها گفتم ، که هیچ کاری مرتبط با برنامه را نمی خواهم انجام بدهم ، و آنها با شنیدن این حرف من ، مرا در جلوی ” دستگاه پرتو افکن ذهن “ قرار دادند …با اینکارشان ، صدمه زیادی به من رسید …

نهایتا شخصی گفت: دستگاه را خاموش کنید !! او درحالی نیست که انجامش دهد …و آنها دستگاه را خاموش کردند ، سایرین ، خیلی بیشتر از من و بطورجدی بسیار تحت تاثیر قرار گرفته بودند وتاثیرات بطور کلی بد بودند…آن امواج حتی می توانست به کل مغز شمارا بسوزاند !!

آنها از پایگاه خارج شدند وبه شهر رفتند ونوجوانان را از بین سنین 12 الی 16 سال از کوچه و خیابان انتخاب کردند…

@ در آنجا چه برسر تعداد زیادی نوجوان ناپدید شده آمریکایی آمد؟

ما تخمین می زنیم ، آنها تعداد 10000نوجوان آمریکایی (وبسیاری از کودکان ونوجوانان که توسط باندهای مافیای قاچاق انسان ، از چهار گوشه ی جهان دزدیده شدند وتوسط گروه های زیرزمینی ، سر از آزمایشهای مخوف این چنینی در آوردند –مترجم)را از خیابان گرفتند وبه مونتاک نیوجرسی آوردند.

تعداد کل افرادی که آنها از خیابانهای شهرهای ایالات متحده برای 25 پایگاهشان دزدیدند ، تقریبا بالغ بر 250000 نفر می شود …حال برنامه ی جلب اعتماد برای همه ی این کودکان چه بود و اینکه چه بلایی بر سر همه آنها آمد، هنوز در پرده ی اسرار باقی مانده است وما ( پرستون / ال بیلک / دانکن) هنوز پاسخ ها را نمی دانیم.ما فقط اینرا می دانیم که همه آنها بطور کامل ، برای کاری برنامه ریزی شده بودند(نوعی شست وشوی مغزی؟!-مترجم) آنها برای نوعی “برنامه ریزی” انتخاب شده بودند ، که تبدیل به چیزی بیشتر از “بشر” شوند…چیزی مثل “ابر انسان” ودر تکنیکهای پیشرفته ی الکترونیکی بکار روند…

برنامه ریزی اصلی ، متعلق به “ویلهلم رایش ” بود که در طبیعت کاربرد داشت وبیشتر فیزیکی بود . بعدها ،

آنها از تکنیکهایی استفاده کردند که درآن از کامپیوتر ها وبرنامه های الکترونیکی بهمراه نکنیکهای رایش توآمان بکار رفته بود که خیلی سریع بود وعوارض جانبی کمتری داشت .

@ آیا شما در حال حاضر از نفراتی که در این کارها بودند ، آگاهی دارید؟

من در طول سالیان متمادی با این افراد برخورد کرده ام …یک رشته الگوی هویتی بسیار خاص وجود دارد که شما می توانید تشخیصش دهید …اگر شما بقدر کافی در این زمینه حساس باشید ، می توانید از فاصله ی 5 مایلی ( تقریبا 8 کیلومتری ) علامتی روی شخص بگذارید که او در برنامه ی مونتاک بوده است .

آن در عمل ، مشخصا متفاوت است که در هر موردی تغییر می کند .من بیش از 12 نفر را در لانگ آیلند نیویورک به این طریق شناسایی و علامت گذاری کرده ام .

@ فون نویمان چه شد ؟!

اوتا سال 1989 زنده بود ، اوبا دولت آمریکا به یک مشکل برخورد کرد همانند سایر مشکلاتی که گریبانگیرش شد ، همانند تحقیر وتعییر هویت کاری و انقطاع شخصیت علمی اش در 1977 ، این زمانی بود که او بعنوان یک مدیر از شغلش مستعفی شد وتبدیل به یک مشاور گردید ، جالب اینجاست که دولت به همه اعلام کرده بود ، که اودر سال 1956 در گذشته است !! درحالی که دولت هنوز با اودر تعامل وهمکاری بود !

@ آیا هریک از سوژه های مونتاک ، از داروهای مخدر روان گردان ( توهم زا) استفاده می کردند؟

من چنین فکر نمی کنم …آنها فقط یک داروی مخدر دربرنامه ریزی های “رایش” برای پذیرندگی بیشتر بکار می بردند من نام آنرا به خاطر نمی آورم ، تاثیر آن دارو ان بود که شما را وادار می کرد که “شیدا و شیفته ی جنون آمیز جهنم ” شوید.

(خیلی از داروهای توهم زا مثل ال.اس . دی ساخته ی دکتر هوفمان آلمانی همین خاصیت ر ا دارند ، درجنبش بیتلیسم و هیپی گری دهه 70 میلادی ، آزادی بی حد وحصر روابط غیر متعارف ج.ن س.ی ، مواد مخدر نقش نعیین کننده داشتند و هنوز هم دارند ، “کینسی” ، “فروید “، “رایش” و سایرین مجوزهای روابط آزاد را بر مردمی دیکته کردند ، که فکرشان به جای اینکه ببیند پشت پرده ها ی حرمسرا چه می گذرد ، به هپروت مشغول شد ، ودر لابلای اولین پله از “هرم مازلو” درجا زد..آنها ، با تهیه و تولید کراک،شیشه ،آمفتامین ، ماریجوانا ، اکس، داروی عشق ویخ ، با بسته بندی های جذاب ودلفریب ، جوانان ما را هدف قرار دادند ، غافل از اینکه نیروهای جان برکف ستادمبارزه با مواد مخدر ناجا ، پرسنل سختکوش نیروی انتظامی ، باهشیاری تمام ، با اطلاع رسانی و مبارزه قاطع با این سوداگران مرگ در حال نبردند .جوانان هوشیار کشورمان ، آگاه هستند که بعضی عرفانهای وارداتی تحت عنوانهایی ، کلاسهای انرژی درمانی ، عرفان سرخپوستی ، شبکه های انرژی و…مبادرت به توزیع نوشابه های سوما، شیره ی هوم ، سوما ، افدرا و…برای رسیدن به عالم هپروت …! می کنند که همان حکم مواد مخدر را داشته ، وپس از استعمال فرد یا از تیمارستان سر در می آورد یا بیمارستان ! وباید در این زمینه آگاهی های لازم حتما ارایه گردد وبه مراجع انتظامی حتما اطلاع داده شود.

غافل از اینکه ، پس از نیم ساعت ورزش ، مثل دویدن ، طناب زنی ، شنا کردن و…لذتی زاید الوصف به انسان دست می دهد که با هیچ چیز قابل قیاس نیست ..چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟

.لشکر کشی میلیتاریسم دولتی آمریکا به افغانستان ،جدا از سایر دلایل سیاسی ، در دست گرفتن کارتل پرسود مواد مخدر ، ترانزیت تریاک به لابراتوآرهای زیرزمینی در اروپا یکی دیگر از این سیاستهای کثیف غرب است که در فرصتی مناسب به آن نیز خواهیم پرداخت-مترجم)

@ همچنین از )EUPHORICداروهای روانگردان نشاط اور) در همان زمان استفاده می کردند؟

بله ، همچنین از EUPHORIC (داروهای روانگردان نشاط اور)

@ آیا آنها این صندلی تغییر ذهن را از بيگانگان فضایی الهام گرفته اند؟

این صندلی ، در اصل یک آمپلی فایر (تقویت کننده ی) ذهن است .

( دوستان من ، توجه شمارا به سفینه نبوکد نضر (بخت النصر) در سه گانه ی ماتریکس جلب می کنم : نئو ،ترینیتی و مورفیوس وسایرین در این صندلی ها می نشستند وبا وصل کابل شاخه ای الکترونیکی به پشت سرشان (مرکز آگاهی شان در پینه آل گلاند) به قلب ماتریکس می رفتند .فکرمیکنم ، برادران واچوفسکی ، سازندگان فیلم ، خیلی پیشتر گزارش مونتاک را خوانده و فیلمنامه را تنظیم کرده باشند .البته جدا از تم صهیونیستی فیلم : زایون = صهیون =سرزمین موعود ، شباهت مرد سپید موی در زایون با آریل شارون و…-مترجم)

دولت آمریکا ،افراد خاص آموزش دیده را در این صندلی ها نشاند و افکار مجسمی

(THOUGHT FORMS) را تولید کرد که می توانستند تقویت شوند و انتقال یابند ! آنها سیگنالها را می فرستادند ، افراد را در یک حالت قبل از مرحله ی (ا.و.رگا.س.م) قرار می دادند واین شرایطی بود که افراد برای پذیرش برنامه ریزی توسط دستگاه بوسیله ی آنان آماده می شد .پروژه خیلی خوب کار می کرد ، آنها قابلیتهای دیگری در این خصوص پیدا کردند ، آنها دریافتند که این قابلیت می تواند ، در مورد “زمان” نیز کار کند ….آنها بطور فیزیکی آزمایشی آزمایشی انجام داده بودند ، که در طی آن ، فردی آموزش دیده رادر صندلی نشاندند ، و فکر مجسمی را از” یک گرداب “(VORTEX) که به سال 1947 و1981 متصل می شد ، تولید کردند . که دقیقا همان کاری است که آنها انجام دادند:

” ساخت یک تونل زمان ، که انها می توانستند داخل آن راه بروند.”


( دوستان عزیزم شمارا ارجاع می دهم به فیلمی به نام  صدای رعد ،.با بازی” بن کینگزلی “در موسسه ای با تونل زمان به مسافرت وشکار در ماقبل تایخ می پردازند ، اشتباه یک شکارچی ، منجر به فاجعه ای در زمان می شود و…

دریک مجموعه ی تلویزیونی ، در همان زمان، این مفهوم بطرز نسبتا دقیقی به تصویر کشیده شد .اینها برخی از قابلیتهای قبلی بودند. آنها شروع به پیشروی و عقبگرد در زمان کردند ، آن آخرین مرحله از پروژه ی فونیکس بود.

@ در چه زمانی ،” این ماشین زمان ” روبه راه شد؟

در حدود سال 1979 یا 1980 بود که آن بطور کامل عملیاتی شد.

این فرستنده ، بقدر کافی  برای منحرف کردن فضا –زمان قدرت داشت .

(دوستان من ، تئوری فضازمان 4بعدی انیشتین ، به گونه ای است که جاذبه ی اجرام سماوی ، مثل دوجرم سنگین وسبک ، مثل خورشید وزمین را توجیه می کند ، فرض کنیم ، یک لایه ی لاستیکی کشسان قابل ارتجاع داشته باشیم ، مثل یک لایه وسیع لاتکس ، (این همان صفحه ی شطرنجی فضا زمان است )گوی فلزی سنگینی در وسط آن قرار می دهیم (خورشید) این گوی فلزی سنگین ، لایه لاتکس را به پایین می کشاند…اکنون تیله ای کوچک ، (زمین ) را در کنار گودی در فاصله ای معین قرار می دهیم ، تیله چرخ می زند ، به گوی سنگین نزدیک می شود .البته در دنیا ی واقعی ، وجود فاصله ی معین 150 میلیون کیلومتری بین زمین وخورشید ، منحنی های فضازمان سایر سیارات ، مانع از آن می شود تا زمین جذب خورشید شود.

شکل شماتیک منحنی های فضا زمان  ومنحنی های فضا زمان سیاهچاله ها و کرمچاله ها نیز در اشکال زیر آمده است  . جالب اینجاست کرمچاله ها را تونلهای زمانی دنیاهای موازی نام نهاده اند ، گرچه برخی دانشمندان نجوم همچون پروفسور ویکتوری با این مفاهیم بدلیل انتزاعی بودنشان ، میانه خوبی ندارند ، بهرحال ایشان استاد همه ما هستند و من به شخصه از کتابها وبرنامه های تلویزیونی ایشان بسیار آموخته ام –مترجم)


فرد نشسته در صندلی ، می توانست به تنهایی عملیات گرداب زمانی را ترکیب کند زیرا آنها (کارگردانان اصلی پروژه ) توانایی فنی برای انجام این کار نداشتند . اکنون آن بصورت مکانیکی ترکیب می شود.

(پس پروژه هنوز ادامه دارد!؟ -مترجم)آنها کارهای دیگری کردند ، آنها سوژه را در صندلی آمپلی فایر ذهن می نشاندند ، و وادارش می کردند که به بعضی از “مخلوقات ” فکر کند ، و آن مخلوقات حالت تجسد پیدا می کردند.

(ودر واقع به اندیشه ، به صورت ماده ، جامه ی عمل پوشانده شد ! بر جدل فیلسوفان “عین ” مقدم بر “ذهن” است یا برعکس ، سوژه برتر است یا ابژه ، با این آزمایشات مخوف ، یکباره  خط بطلان کشیده شد ،

در صورت واقعی بودن این پروژه ، تمامی موجودات عجیب غریبی که در 4 گوشه ی جهان پیدا شدند ، توجیه علمی می یابند : چوبا کابرا ، هیولایی با فلس ودم ماهی و سر آدم ! هیولایی شبیه به اسفنکس های تخت جمشید ، خزندگان ادم نما که باعث ربوده شدن بسیاری شدند… REPLITIAN ها ، هیومنویید ها و…آیا واقعا مونتاک دروازه ای برای ورود این موجودات بیگانه فضایی به دنیای ما بوده است !؟ این فرضیه ای است که نیازمند ادله قانع کننده و شواهد علمی محکمه پسند است .-مترجم)


برای دیدن عکسهایی از هیولای مونتاک و  اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید:

http://frankensteam.wordpress.com/2009/05/22/another_montauk_monster_washes_ashore/

آنها فردی را در صندلی مخصوص قرار دادند ، که در مورد همه ی حیوانات موجود در منطقه مونتاک فکر کند ، در نقطه ی مونتاک ، شارژ وارد شهر شد ، و دقیقا همان چیز” تصوری ” اتفاق افتاد !( حتما یک چیزی مثل هجوم باغ وحش در فیلم جومانجی !! – مترجم)ا

آنها تقریبا ، قدرت خلق” یک موجود” را داشتند ، مشکل انها این بود که آنها فقط زمانی می توانستند ” موجود ” را خلق کنند ، که تقویت کننده ی ذهن (MIND AMPLIFIRE) مدت زمانی طولانی روشن می ماند .

قدرت این آمپلی فایر ، چیزی در حدود گیگاوات و ترا وات بود. آن قدرت مهیب و وحشتناکی بود…

این گرداب زمانی (VORTEX) می تواند ، قطر دایره ای حدود 5 مایل (تقریبا 8 کیلومتر ) داشته باشد .

@ می توانید شرح دهید که این گرداب زمانی به چه چیزی شبیه بود؟

آن درست شبیه تونلی مارپیچ عجیب وغریبی بود که بالا وپایینش روشن و نورانی بود شما می توانستید ، در این تونل شروع به راه رفتن کنید و با اینکار بطور ناگهانی توسط آن به پایین کشیده می شدید …شما اینچنین نمی نوانستید راه بروید …زیرا که کم وبیش توسط نیرویی ، به جلو سوق داده می شدید …با این تونل ، شما می توانستید به هرجایی از فضا وزمان بروید ..

@ .آیا می توانستید ، چیزهایی را به عقب (گذشته ) بیاورید؟

بلی…

@ آیا تاکنون چیزی را به عقب اورده اید ؟

بلی …

@ توصیفتان از تونل زمان را ادامه می دهید ؟

بلی ….دیوارهای تونل ، سخت وجامد بودند ، اما بصورت شیاردار و شکافدار بود . شکل تونل ، راست و مستقیم نبود ،ولی شکلی مارپیچی مانند درچوب پنبه یا بطری باز کن داشت .

@ وقتی کسی سویچ ” پاور” دستگاه را خاموش می کرد ، آیا در مقصد زمان وفضا گیر می افتادید؟

بلی…..بلی  کاملا درست است . شما آنجا ” گیر ” می افتادید .

@ آیا آنها تعداد زیادی از بچه ها را به پایین تونل فرستادند؟

بلی ، اما ما نمی دانیم که اهدافشان آنجا چه بود …آنها تعداد زیادی از بچه هارا از دست دادند …

(به عبارت بهتر ، تلف کردند-مترجم)

(دولت رایش آلمان نازی ، در نیمه های جنگ جهانی دوم ، براساس سخنان وکتابهای نیچه (مرد برتر) و نژاد آریایی ، روی پروژه ای کار می کرد ، که هدف آن اصلاح نژاد بشر ، احیای نژاد آریایی بود ، در راستای این هدف ، تربیت پسرانی بود با چشمان آبی ، قوی هیکل ، قد بلند ، با ضریب هوشی بالا ، بدون احساس ج.ن.س.ی طبیعی ، درنده خو ، خشن ، با نگاهی سرد وبیروح ولبخندی سنگین که بوی مرگ می داد ، هم شکل وهم قد و هم قیافه مثل روباتهای انسانی …که می خواست لشکری عظیم از این ابر نوجوانان را در گشتاپو / اس اس / ونیروهای ویژه خود به کار گیرد و دنیارا با آن فتح کند …بسیاری از پسران نیز قربانی این جاه طلبی ها جنون آمیز هیتلر و سران رایش شدند فیلمی هم در این زمینه تهیه شده بانام ” پسران برزیل “یا توطئه در پاراگویه با بازی سر لارنس اولیویه که به همین موضوع اشاره نموده است .من فکر می کنم آنها به خیالشان می خواسته اند ، نوجوانان را به این مقطع تاریخی زمانی بفرستند تا دولت رایش پیروز شود وتاریخ آلمان وجهان دگرگون شودو این پروژه ی ناتمام تکمیل شود !– مترجم)

@ از آنجایی که “یک حلقه ی زمانی ” هنوز وجود دارد بین” گذشته ای که شما رفتید ” و” آینده ای شما دیدید” آیا همه چیز این وسط فیکس شده و ثابت باقی می ماند ؟

بله… یکی از کارهایی که آنها انجام دادند ، این بود که” افراد تازه کاری” را به اینده ای دور فرستادند : تقریبا به سال 6030 میلادی …و جالب اینجا بود که آن همیشه ، به آن نقطه بر می گشت …!

آنجا ، مکانی در شهری متروکه (رها شده ) جایی بود که مجسمه ای از شمش طلا (SOLID GOLD)

در آنجا وجود داشت …وقتی که آنها مراجعت کردند ، از آنچه که دیدند ، پرسیدند…اگرچه آنها انتظار یافتن پاسخ متفاوت از فردی به فرد دیگر را داشتند ، مدارکی در این خصوص در دست نیست و موضوع ناشناخته باقی ماند . قبل از اینکه آنها افراد را بفرستند ، آنها به گرداب زمان می نگریستند و مطمئن می شدند که محیط و اوضاع برای رفتن مساعد است ( و.خطری حیات مسافران زمان را تهدید نمی کند ) آنها نمونه هایی نیز گرفتند.

@ آیا ” آینده های بالقوه ” وجود دارند که افراد به آنها فرستاده شوند ؟

نه …شما فقط یکبار می توانید ، با خط آینده ای که با آن نقطه فیکس (ثابت) می شود ، متصل شوید.

(دوستان من ، درتئوری جهانهای موازی ، براساس ام تئوری ،و نظریه ریسمان ، نوارهایی از آینده ی بالقوه وجود دارند ، در هر موقعیتی ، شما می توانید به یکی از این نوارهای آینده دسترسی پیدا کنید ، و هر وقت که به یکی از آن نوارها ی آینده قفل شدید ، دوباره سر از همان موقعیت در خواهید آورد ! مگر اینکه نوار آینده تان را عوض کنید …! و در موقعیت جدید به نوار آینده جدید ، وصل شوید …البته گفتن آن ساده است ولی در عمل بسیار گیج کننده وغیر ممکن ! ولی از آنجایی که در دنیای ریاضیات این قضایا امکان پذیر است ، روز ی در دنیای واقعی نیز محفقق خواهد شد.-مترجم)

@ آیا می توانید با فرستادن شخصی به گذشته ، زمان حال را تغییر دهید ؟

بلی ، شما همچنین می توانید ، با فرستادن هرکسی به آینده ، زمان حال را نیز تغییر دهید.

البته تحت شرایط خاص و معین .دولت با استفاده از دستگاه های موجود ، “ماشینهای زمان ” در حال پیشروی به جلو ، در خط زمانی مونتاک است .

@ آیا شما می گویید که زمان حال و گذشته نمی توانند عوض شوند یا تغییر یابند زیرا که” ما یک حلقه زمانی از بین آینده و گذشته ساخته ایم؟ “

بله …این بدان معناست که هرکس هر آنچه در حال انجامش است ، ( که آن کاربین افراطی ترین نقطه در گذشته و اینده باشد ) همان کار را برای همیشه انجام خواهد داد .

( دوستان من ، افسانه سیزیف را خوانده اید؟ اگر نخوانده اید ، در لینک زیر بخوانید:)

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%81%D9%88%D8%B3

انگار فرد در یک چرخه بسته تکراری گیر می کند …حتما افرادی را دیده اید که دست از عادتهای تکراری خود بر نمی دارند …مثل “اورابوروس” است ویا چرخه ی آنتروپی در سیستمهای بسته ….)

@ دورترین زمانی که شخص توانسته به آینده سفر کند ، چه سالی است ؟

سال 10000میلادی . (چرا؟….چرا بیش از آن نمی شود؟-مترجم)

@ پس بنابر این ، همه چیز تا سال 10000 میلادی قفل شده است ؟

بلی …این واقعیتی رویا گونه است…هیچکس یک برداشت منطقی از یک آینده ی ملموس ماورای 2012 میلادی ندارد.

در آن زمان (2012) دیوارتونل زمان تبدیل به پرتگاهی باشیب ناگهانی تندی تبدیل می شود که هیچ چیزی آن طرفش نیست ! پیشگویی ها از تغییرات زمین در آن زمان سخن گفته اند ، عجیب است نه ؟!

@ آیا می توانید خودتان را 2 ساعت به زمان آینده بفرستید وباخودتان ملاقات کنید؟

بلی…می شود…اما آن کار بسیار خطرناکی است . شخصی که قدم در تونل می گذارد ، در خارج از بعد فیزیکی زمان خود بسر می برد ، وبرای کسی هم که از طرف دیگر می آید ، نیز وضع به همین منوال است …واین اتفاق برای او هم رخ می دهد ، نتیجه اش ” خاکستر شدن و سوختن است ” (برخورد ماده وضد ماده ؟! –مترجم)

@ آیا آنها هرگز سلاحی به شما دادند ، برای مواقعی که  که شما با موارد منفی برخورد می کردید و می خواستید از خود دفاع کنید؟

از نظر آنها سلاح لازم نبود ، یا آنها مجبور به انجام دادن اینکار نبودند. گرداب زمانی می توانست مرتبا بدنبال شخص باشد (موقعیت شخص را رصد و تنظیم کند) بطوری که آنها می توانستند ، افراد را به عقب بیاورند ، واز سیستم خارج کنند ، واگر کاری به طور اشتباه پیش می رفت ، آنها می توانستند افراد را بر روی صفحه ی نمایشگر شان به صورت یک مشاهده گر ببینند .

( دوستان من ، فیلمها وسریالهای متعددی در رابطه با مسافرت در زمان ساخته شده اند از پیشتازان فضا بگیرید تا STAR GATE/ JUMPER /PARALLEL WORLDS/ THE SILENCERS ,….

آیا همه این قضایا توطئه یا توهم است ؟ آیا پیتر مون با پرستون و آل بیلک و دانکن کامرون همه این داستان را از خود ساخته اند ؟ که کتابهای پیتر مون به فروش برود ؟ آیا سازندگان فیلمهای هالیوود براساس واقعیات مونتاک فیلمهایشان راساخته اند؟ ماتریکس برادران واچوفسکی / اسپیلبرگ /لوکاس /پیتر جکسون و…حقیقت را چگونه می شود دریافت ؟ آنها که بودند ؟ آنها که هستند که پشت این پروژه و سایر پروزه ها مخفی شده اند ؟ آنها از جان انسانها چه می خواهند ؟ چرا این پروژه ی به ظاهر علمی ، نتایج وحشتناکی به بار آورد ، نقش واقعی نیکلا تسلا و فون نویمان در این قضایا چه بود ؟ همه این هارا در قسمت سوم مونتاک خواهید خواند …! پس تا آن موقع ، خداوند منان ، ایزد دادار متعال پشت و پناه همه جوانان ایرانی و تمامی حق جویان جهان باشد.)

پ . ن : با تشكر فراوان از فرهاد عزيز براي كليه زحماتشان.ممنون.منتظر قسمت سوم اين مطلب بسيار جالب هم هستيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 5:49 بعد از ظهر  توسط amin hosiin   |