SHIN

روح بزرگ

چهار و بعضی اسرار آن

چهار فرشته نگهبان در فرهنگ‌های مختلف:

از حدود ده هزار سال پیش تاکنون و در تمام اقوام و ملل، نقش فرشته‌های نگهبان کاملا مشهود است. با این که به نظر می‌رسد اکثریت مردمان باستان تصور متغیری نسبت به آن‌ها و چگونگی توصیفشان داشته‌اند، لیکن شباهت‌های غیر قابل انکاری نیز در میان آنان مشاهده می‌شود. آن‌ها را می‌توان با داستان‌ها و روایات آفرینش تمد‌ن‌ها در ارتباط دانست.

 

۱- مایا:

یکی از قدیمی‌ترین اسناد یافته شده، متعلق به مایاهای یوکاتان و آمریکای مرکزی است، آنان از فرشته‌های نگهبان به نام “حامیان نگهبان” یاد می‌کردند.

مایاها و برخی دیگر از مردم باستان، زمین را به صورت نمادین به عنوان مربع چهارگوش نشان می‌دادند. و گاهی اوقات برای مقاصد خاص، مربع را بر روی یکی از رئوس آن به شکل یک الماس قرار می‌دادند، با قرار دادن چهار نقطه در مسیر نجومی شمال، جنوب، شرق و غرب، چهار جهت اصلی نمایان می‌شد. آموزه‌ها بیان می‌داشتند که در این چهار نقطه، چهار ستون، آسمان را نگه می‌دارند و در پای هر ستون یکی از فرشته‌های نگهبان به منظور مراقبت از آن وجود دارد.

مایاها از رنگ برای مشخص کردن فرشته‌های نگهبان استفاده می‌کردند.

 

۲- هندو:

هندوها هم چهار فرشته نگهبان دارند که مسئولیت چهار جهت اصلی را به عهده دارند. (هندوها از کلمه چهار جهت اصلی به صورت نمادین استفاده می‌کردند، آن‌ها اشاره به مکان یا مکان‌های خاصی نداشتند.)

این فرشته‌های نگهبان بر اساس وقایع مرتبط با زندگی نامگذاری شده‌ بودند:

خدای دارایی در شمال: ریورا Rivera  

داور مردگان در جنوب: یاما (یمه)Yama

شاهنشاه آسمان در شرق: ایندرا Indra

خدای آب‌ها در غرب: وروناVaruna

 

۳- چین:

چینی‌ها به فرشته‌های نگهبان، عنوان “یوها” (به معنای کوه‌ها) می‌دهند. و این چهار کوه (تسه یو) را چها ربع زمین هم می‌نامند.

یوی شرق: تای ته سونگTai-Tsong

یوی غرب: ساینگ فوSaing-Fou

یوی جنوب: هاو کوانگHow-Kowang

یوی شمال: چین سیChin-Si

چینی‌ها نماد این کوه‌ها را با یک کوه مثلثی شکل که در رٲس آن یک چشم با نگاهی به سوی پایین است نشان می‌دهند. (شبیه به آن‌چه که در نمادهای مصری هم می‌بینیم و در اسکناس یک‌دلاری هم مشاهده می‌شود.)

 

۴- مصر:

طبق تعالیم مصری چهار فرشته نگهبان وجود دارند که در چهار جهت اصلی جای دارند و  در آن‌جا مسئولیت هر ستون را در اختیار دارند.

در فصل ۱۲۵، کتاب مردگان، تصویر بزرگی از سرسرای بزرگ حقیقت اوزیریس وجود دارد. در کنار کرسی اوزیریس چهار فرشته نگهبان به تصویر کشیده شده‌اند. آن‌ها به صورت نمادین مردان مومیایی را نشان می‌دهند. یکی سر انسان دارد، دیگری سر میمون، سومی سر شاهین و چهارمی سر شغال (آنوبیس)

 

۵- کلدانیان:

کلدانیان معتقدند که فرشتگان نگهبان، محافظ انسان و مواظب آسایش او هستند.

در کنار صلیب شکسته و اغلب در ستون‌های باستانی می‌بینیم که آسایش انسان دائما توسط چهار مقدس مواظبت می‌شود. آن‌ها به مراقبت و مواظبت از آسایش جسمانی عالم، به خصوص انسان، می‌پردازند و نقش مجریان را در به اجرا درآوردن فرامین، خواسته‌ها و تمایلات آفریدگار دارند.

کلدانیان وظیفه دقیق فرشته‌های نگهبان را همین کار می‌پنداشتند.

این فرشتگان مقرب عبارتند از:

Kirub / :Sed-Alap سد - آلاپ یا کیروب: به شکل گاو نر با چهره انسان

Lamas / Nigal :  لاماس یا نیگال: به شکل شیر با سر انسان

Ustar: اوستار:  شبیه انسان

:Nattig  ناتیگ: عقاب با چهره انسان

 

قابل ذکر است که در دنیای باستان، هیتایی‌ها، آشوری‌ها و پارسیان فرشته‌های نگهبان را در کیهان شناسی‌شان پیوند زده بودند.

 

۶- یهودیت:

در کتاب حزقیال، فصل اول، آیه ۱۰، اشاره کوچکی در این رابطه وجود دارد:

“هر یک از آن‌ها چهار صورت داشت: در جلو، صورت انسان؛ در طرف راست، صورت شیر؛ در طرف چپ، صورت گاو؛ در پشت، صورت عقاب.” آنچه گفته شد رویای حزقیال بود.

این در زمانی نگاشته شده که حزقیال نبی، اسیر کلدانیان بود.

بگذارید این رویا را با اعتقاد نامه‌ی کلدانیان که هزاران سال پیش ار رویای حزقیال پدید آمده را مقایسه کنیم:

 

۱- رویای حزقیال نبی: چهار موجود عجیب با سرهای انسان، گاو، شیر و عقاب.

۲- عقیده‌ی کلدانیان: چهار فرشته نگهبان؛ اولی سر انسان، دومی سر گاو نر، سومی سر یک شیر و چهارمی سر عقاب.

این فرشته‌های نگهبان کلدانی در پایین پلکان‌های منتهی به معابد و قصرها قرار داشتند. هر کس که از میان شهر می‌گذشت بی‌اختیار چشمش به تعداد کثیری از آن‌ها می‌افتاد.

شاید که حزقیال تعداد کثیری از آن‌ها را در طول اسارتش دیده باشد. یک مجموعه چهارتایی اکنون در موزه بریتانیا وجود دارد و از قصر شاهی واقع در نینوا آورده شده است. بنابراین ممکن است که رویای حزقیال شکل شاخ و برگ داده شده‌ی اعتقاد نامه کلدانیان باشد.

 

چهار فرشته (کروبیان) در یهودیت: Cherubim

واژه کروبی به معنی “کسی که نماز می‌خواند” یا کسی که “شفاعت می‌کند”، آمده است. کروبیان در متن‌های باستانی و تورات ترکیبی از ۲ یا در بیشتر اوقات، از ۴ آفریده هستند که شامل انسان نیز می‌شوند.

چهار حیوان (انسان، گاو، شیر و عقاب) در تورات به عنوان نوعی فرشته (همان کروبیان) مطرح شده‌اند. در واقع چهار کروبی به صورت چهار موجود و گاه به صورت تصویری رمزآلود با چهار سر (انسان، شیر، ورزا، شاهین/عقاب) ترسیم شده‌اند، که نگهبان چهار گوشه عرش الهی و چهار گوشه بهشت هستند.  

واژه عبری یهوه یا همان YHVHبه معنا و مفهوم خدا، چهار حرف دارد. در واژه YHVH  هر کدام از حروف به یک عنصر از عناصر چهارگانه و به یکی از حیوانات مذکور مربوط می‌شوند، Y به شیر، H به عقاب، V به انسان و H به گاو.

همچنین چهار پیامبر بزرگ و مولفان کتاب تورات عبارتند از: اشعیا، ارمیا، حزقیال و دانیال.

 

۷- چهار مبشر انجیل در مسیحیت: Apocalyptic Beast

اگر به مسیحیت رجوع کنیم متوجه می‌شویم که نمادهای چهار مبشر انجیل، یعنی متی، مرقس، لوقا و یوحنا از حزقیال نبی و بعد از او از کتاب مکاشفه یوحنا گرفته شده است.

در مسیحیت واژه چهار جزئی‌ها (Tetramorphs) عبارت است از متی (Matthew) که به صورت انسان یا انسان بالدار تصویر می‌شود و مظهر و تجسد طبیعت بشری مسیح است. مرقس (Mark) به صورت شیر بالدار غران میان بیابان تصویر می‌شود، او راه را آماده می‌کند و مظهر مقام سلطنتی مسیح است. لوقا (Luke) به صورت ورزا یا گوساله بالدار تصویر شده و مظهر قربانی و کفاره و روحانیت مسیح است. یوحنا (John) در شکل شاهین، مظهر طبیعت الهی مسیح است.

چهار تصویر رویای حزقیال و یوحنا؛ انسان، گاو، شیر و عقاب در مکاشفات چهار زنده نیز نامیده شده‌اند و نماد تمامیت حضور خداوندی هستند.

به روایت ارمیای قدیس، انسان نشانه‌ی احیاء، گاو نشانه‌ی اشتیاق (حیوان قربانی)، شیر نشانه‌ی قیامت و عقاب نشانه‌ی صعود است.              

 

۸- چهار پادشاه آسمانی در دین بودا: Four celectial kings

چهار پادشاه آسمانی یا چهار نگهبان جهان (به سانسکریت لوکاپالا lokapala)، در معابد بودایی به صورتی یافت می‌شوند که هر کدام در برابر یکی از چهار جهت اصلی قرار دارند.

 

۹- چهار فرشته مقرب اسلام:

به گفته ملاصدرا، فرشتگان نماد نیروهای غیبی الهی هستند که فلاسفه آن را با جهان عقول و ارواح هم هویت کرده‌اند؛ آنان تجلیات اسماء کلی خدا هستند و نقش و وظیفه‌اشان اداره و تمشیت نظم وجودی جهان است.

در اسلام و بنا بر سنت، تعداد این فرشتگان چهار است: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل. این چهار فرشته مقرب، چهار حامل عرش اعظم به شمار می‌روند.

 

به نظر شاه نعمت‌الله ولی، عارف قرن نهم هجری که مقبره‌اش در ماهان کرمان قرار دارد، چهار حرف تشکیل دهنده اسم “الله” (ا.ل.ل.ه) نماینده و بازتابنده‌ی چهار مرتبه است: قلب، عقل، روح و نفس.

و چهار فرشته تکیه‌گاه این چهار مرتبه‌اند: قلب ـ جبرئیل، عقل ـ میکائیل، روح ـ اسرافیل، نفس ـ عزرائیل.

این فرشتگان با عناصر چهارگانه هم تشبیه شده‌اند: آب ـ جبرئیل، خاک ـ میکائیل، هوا ـ اسرافیل، آتش ـ عزرائیل.

 

ابوالهول:

واژه ابوالهول در زبان یونانی به معنای ” وصل کردن و پیوند دادن به یکدیگر” است. به نظر می‌رسد قدیمی‌ترین ابوالهول‌ها مصری، و تاریخ آن‌ها به اواسط هزاره سوم پیش از میلاد برمی‌گردد. مصری‌ها فرعون را با بدن آدمی، دارای ریش و به هیات شیری خمیده نمایش می‌دادند، که نماد فوق بشری او بود.
ابوالهول‌ها برای نخستین بار در خاورمیانه، بر روی مهرهای استوانه‌ای آشوری (سده سیزدهم ـ یازدهم پیش از میلاد) و با گسترش بیشتر، از سده نهم به عنوان تندیس‌های محافظ معابد و قصرها دیده می‌شوند.

ابوالهول‌ها گونه‌های مختلفی دارند که گاهی ترکیبی از دو و گاهی چهار حیوان هستند. در این نوشتار، گونه‌ای از ابوالهول مورد نظر ماست که به صورت ترکیبی از چهار حیوان انسان، گاو، شیر و عقاب دیده می‌شوند. این چهار موجود نمایانگر چهار عنصر اصلی و ترکیب نیروهای عقلانی، جسمانی، طبیعی و فوق طبیعی با یکدیگر هستند.

در اندیشه مردمان دوران باستان، انسان، گاو، شیر و عقاب دارای نیروهای سحرآمیز و هر یک، فرمانروای قلمروی خود بودند و هنگامی که به شکل یک تصویر ترکیبی در می‌آمدند، به نگهبان مقاومت ناپذیر معابد و قصرها تبدیل می‌شدند.

جالب این است که هر دوی موجودات ابوالهول و کروبیان که مطابق متن کتاب مقدس از آن‌ها ذکر شده، جانورانی پیوندی هستند. 
در تصاویری که مربوط به بهشت هستند و این جایگاه اولیه بشر را تداعی می‌کنند، چهار دروازه در چهار جهت اصلی دیده می‌شوند، موضوع جالب این است که از هر یک از این دروازه‌ها یکی از چهار حیوان مذکور ـ که بال هم دارند ـ محافظت می‌کنند.

 

نماد حیوانات در ابوالهول:
شیر: نماد عظمت، قدرت، دلیری و شهامت، عدالت، قانون، قدرت نظامی، نماد جنگ و نشانه ایزدان جنگ، شاه درندگان است.
در کهن‌ترین تصاویر، شیر مربوط به پرستش خورشید ـ خدا بود. شیر نگهبان نمادین پرستشگاه‌ها و قصرها و آرامگاه‌ها بود و تصور می‌شد درنده‌خویی‌اش موجب دور کردن تاثیرات زیان آور است.

شاهین (عقاب): نماد همه ایزدان آسمان، پیروزی، سلطنت، اقتدار، قدرت، رفعت، عنصر هوا
نماد شاهین، قوش و عقاب با خدایان خورشیدی همراه است. شاهین نماد جسارت، قدرت و دلیری بود.

گاونر: مظهر حاصل خیزی، قدرت حفاظت‌گر، سلطنت، شاه، نماد زمین، نماد قدرت و تولید مثل است. با خورشید ـ خدایان و آسمان در ارتباط است. در ادوار بسیار کهن، گاو نر معمولا نماد خدای قیم شهر به شمار می‌رفت.
گاو نر دارای سر آدمی و بال، نقش حفاظت و نگهبانی را به ویژه در تندیس‌های نوـ آشوری داشت.
انسان /فرشته: فرشتگان، پیام‌آوران بالداری هستند که میان خدایان و بشر ارتباط برقرار می‌کنند.


ابوالهول در نمادهای ماسونی:
موجود خیالی با پنجه‌های شیر، بال عقاب، سر گاو و صورت انسان جزو سمبل‌های ماسونی محسوب می‌شود. ظاهرا در این نماد، دانستن با هوش و ذکاوت انسان، خواستن چون شیر، با دل و جرات اقدام کردن همچون عقاب و خاموش بودن مانند گاو مد نظر است.

 

ابوالهول ایرانی:
منظور از ابوالهول ایرانی، آن مجسمه‌ای است که در تخت جمشید دیده می‌شود و سر انسان، گوش گاو، بدن شیر و بال عقاب دارد و از گوی بال‌دار محافظت می‌کند.

 

نماد اعضای پیکر در ابوالهول ایرانی:

سر انسانی: وقتی ابوالهول سر انسانی دارد، نمایانگر روح مسلط بر غرایز حیوانی است. سر مظهر خرد و تفکر و کنترل و حکمرانی است. ریش، منبع نیرو و مردانگی مرد به شمار می‌رود.

بال عقاب: بال بر روی بدن انسان یا حیوان، علامت ایزدی و نماد قدرت و محافظت است. به نظر می‌رسد، تصاویر بال‌دار، از نشان دادن پرندگان مقدس (عقاب و شاهین و کرکس و …) در مصر و خاورمیانه مشتق شده باشد.

گوش گاو: در نمادهای مصری گوش راست مظهر “هوای زندگی” و گوش چپ “هوای مرگ” است. به نظر می‌رسد، گوش‌های ایزدان و شاهان با حیوانات باران‌ساز در ارتباط است.

بدن شیر: احتمالا به قدرت جسمانی شیر اشاره دارد.

 

در رابطه با عدد ۴:

همان‌طور که متوجه شدید، عدد چهار در طرح مربوط به ابوالهول، چهار موجود مقدس و مفاهیم آن‌ها بسیار تکرار می‌شود. اضافه کنید که در ۲۷ زبان باستانی و امروزی واژه‌ای که به معنای خداوند است، متشکل از چهار حرف است.

چهار، نشان‌دهنده چهار جهت اصلی، چهارفصل سال، اضلاع مربع، بازوان صلیب، رودخانه‌های بهشت، چهار عنصر و… است. در قرون وسطی، چهار انتهای صلیب با چهار منطقه بهشت یکی دانسته می‌شد. یعنی شمال و جنوب و شرق و غرب را با برخی مراحل رستگاری در مسیحیت مرتبط می‌دانستند. در نپال مردم به چهار کتاب مقدس ایمان دارند. عدد چهار و مقام و اهمیت دینی و کیهانی آن بیش از همه در آمریکای شمالی مشهود است.
در کتاب مقدس، به ویژه در مکاشفات، عدد چهار، نشانه تمامیت است. باغ‌های ایرانی که نمادی از بهشت هستند معمولا به چهار بخش تقسیم می‌شوند. در فرهنگ بودایی، دامبا(Damba) یا “درخت حیات” چهار بخش دارد. در فرهنگ سرخپوستی، عدد چهار، چهار جهت اصلی و چهار باد را نشان می‌دهد و همچنین به صورت صلیب و صلیب شکسته نشان داده می‌شود و اعمال تشریفاتی و آیین‌ها چهار مرتبه تکرار می‌شوند.
فیثاغورسی‌ها عدد چهار و ده را اعداد الهی می‌دانستند و از جمع چهار عدد اول، عدد ده بدست می آمد: ۱۰=۴+۳+۲+۱
در مصر باستان، چهار، عدد مقدس زمان است و سقف آسمان را چهار ستون نگاه می‌دارد و چهار پسر هوروس از چهار جهت اصلی نگهداری می‌کردند.

 

چهار مقدس و منطقه البروج:

چهار حیوانی که مد نظر ما هستند، در منطقه‌البروج هم برای خود جایی دارند. Aquarius,Taurus,Leo,Ophiuchus به ترتیب نماد عقاب، شیر، گاو و انسان (فرشته) در صورت‌های فلکی هستند که به گونه‌ای در چهار جهت مقابل هم دیده می‌شوند.

می‌دانیم که:

چهار عنصر اصلی عبارتند از: آب، خاک، هوا، آتش.

چهار جهت اصلی عبارتند از: شمال، جنوب، شرق، غرب.

چهار سو عبارتند از: جلو، عقب، راست، چپ

چهار حیوان عبارتند از: گاو، عقاب، شیر، انسان.

چهار فصل عبارتند از: بهار، تابستان، پاییز، زمستان.

چهار مزاج (طبع) عبارتند از: دموی، صفراوی، مالیخولیایی (سودایی)، بلغمی.

چهار فرشته مقرب در اسلام: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل. 

چهار مبشر انجیل: متی، مرقس، لوقا، یوحنا.

چهار حرف مربوط به یهوه: Y,H,V,H

چهار مرتبه: قلب، عقل، روح، نفس.

چهار موجود صور فلکی: Aquarius,Taurus,Leo,Ophiuchus

 

تلفیق این چهارگانه‌ها به ترتیب زیر است:

گاو ـ زمین (خاک) ـ مالیخولیایی (سودایی) ـ پاییز ـ میکائیل ـ لوقا (روحانیت مسیح) ـ H ـ سد آلاپ ـ عقل

عقاب ـ هوا ـ دموی ـ بهار ـ اسرافیل ـ‌ یوحنا (طبیعت الهی مسیح) ـ  H ـ روح

شیر ـ آتش ـ صفراوی ـ تابستان ـ‌ عزرائیل ـ مرقس (سلطنت مسیح) ـ Y ـ نفس

انسان ـ آب ـ بلغمی ـ زمستان ـ جبرئیل ـ متی (طبیعت بشری مسیح) ـ  V ـ قلب

 

آرش نورآقایی

 

منابع:
*
فرهنگ مصور نمادهای سنتی، جی.سی.کوپر، ترجمه ملیحه کرباسیان، تهران، فرشاد، ۱۳۷۹
* فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب، جیمز هال، مترجم: رقیه بهزادی، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۰
* مبانی ماسونری، تالیف گروه تحقیقات علمی، ترجمه جعفر سعیدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶
* آیین هندو و عرفان اسلامی (بر اساس مجمع‌البحرین داراشکوه)، گردآورنده و مترجم: داریوش شایگان ـ جمشید ارجمند، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، ۱۳۸۲

* فرهنگ نمادها، ژان شوالیه، آلن گربران، ترجمه و تحقیق سودابه فضائلی، ویراستار علیرضا سید احمدیان، تهران، ۱۳۷۹

 

منبع خارجی:

* The Sacred Symbols of Mu by James Churchward    ترجمه حمیدرضا مشیر

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط amin hosiin   |