X
تبلیغات
SHIN - در مورد قوم ثمود

SHIN

روح بزرگ

در مورد قوم ثمود

ثمود از دیدگاه تاریخی

یکی از اقوام باستانی و قدیم عرب که مدتها قبل از ظهور اسلام از بین رفته و در پی عذاب الهی تقریبا به طور کامل نابود شدند. ثمود یعنی مردمانی که در سرزمینی کم آب با سنگ ها و کوههایی سیاه و تیره رنگ زندگی می کردند (این معنا با استفاده از کتابهای لغت و بنابر موقعیت طبیعی محل زندگی ثمودیان است) چنانکه انسان شناسان گویند: این قوم از نسل ثمودبن جابر(یا عاثر) بن ارم بن سام بن نوح علیه السلام می باشند. مدارک قدیمی چندی حاکی از جنبه تاریخی نام و وجود قوم ثمود است که از آن جمله: «کتیبه سارگن (نام پادشاه آشور در حجاز) مربوط به 715 قبل از میلاد مسیح» و «آثار کلاودیوس،

بطلمیوس و پلینی» می باشد. آنها در منطقه «حجر» به زبان قرآن و «هگرا» به زبان یونانی که سرزمینی بین حجاز و فلسطین و شام و به تعبیری بلندیهای حجاز و بخشی از اردن امروزی است، زندگی و بطور کلی در شمال غربی جزیرة العرب و از رفاه زیاد و امکانات بسیاری برخوردار بودند، کوهها را می کندند و از سنگ خارا، خانه ها و کاخ ها می ساختند. هنوز نشانه هایی از زندگانی این قوم در «فج الناقه» برجای است (به گفته مسعودی). عده زیادی از خاورشناسان از این خانه ها و آثار به جامانده از ثمودیان دیدن کرده اند. آنها عمدتا کارشان کشاورزی و برخی در مسیر تجاری شام و مصر بازرگانی می کردند، حق عبور کاروان های تجاری از سرزمین های آنها از مهم ترین منابع ثروت آنها بود. تاریخ این قوم و قبیله های ثمودی تا قرن هشتم قبل از میلاد مسیح علیه السلام می رسد و در منابع مختلف باستانی عمدتا به فاصله زمانی بین قرن هشتم قبل از میلاد تا قرن دوم میلادی اشاره شده است. اینان 500 سال بعد از قوم «عاد» قبل از زمان حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام بودند.

خط و زبان
مطالعات محققان درباره زبان و خط ثمودیان هنوز به نتیجه مورد اتفاقی نرسیده اند. در منطقه «الحجر» یا هگرا، سنگ نوشته ای به تاریخ 267 میلادی کشف شده که به خط و زبان آرامی است اما خلاصه آن به لهجه ثمودی یعنی به زبان عربی و خط عربی جنوبی که همان مسند باشد نوشته شده است. سال 106 میلادی ثمودیان مطیع رومیان بودند. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز قوم ثمود از قوم عرب به شمار نیامده است.

ثمود از دیدگاه قرآن
نام ثمود در قرآن در 21 سوره و 26 مرتبه آمده است. آنان جانشینان «قوم عاد» معرفی شده اند (اعراف/74) و در همه این آیات از بدی و بدکرداری و فرجام بد آن ها سخن گفته است. بنابر آیات و روایات، آنها غیرخدا را می پرستیدند. در حدیثی از امام باقر است که قوم ثمود 70 بت داشتند و آنها را می پرستیدند تا اینکه خداوند از بین آنها پیامبری بنام "صالح" برانگیخت تا آنها را هدایت و به یکتا پرستی فرا خواند. صالح که از نظر عقل و درایت و کمال بسیار ممتاز بود آنها را به توحید و ترک بت پرستی دعوت کرد و از عذاب خدا ترساند ولی آنها دعوت او را رد و حضرت صالح را تکذیب کردند و در حقیقت سه گروه شدند: 1- سران قوم که استکبار ورزیدند 2- مستضعفانی که ایمان آوردند و 3- مستضعفانی که کفر ورزیدند. قرآن کریم از 9 گروه تبهکار در قوم ثمود یاد می کند که سوگند خوردند تا صالح و خانواده اش را به قتل برسانند و بعد انکار کنند ولی خداوند از نیرنگ آنها آگاه بود و نابودشان کرد. قوم ثمود برای اثبات مدعای حضرت صالح معجزه خواستند و نوع معجزه را مشخص کردند و از پیغمبرشان خواستند که از درون صخره بزرگی که برای آن احترام داشتند شتر ماده ای که شیرده باشد بیرون آورد. خداوند خواسته آنها را برآورد. حضرت صالح از آنها خواست که این شتر ماده (ناقه) را به حال خود بگذارند در غیر اینصورت گرفتار عذاب الهی می شوند. اما قوم ثمود از دستور پیغمبرشان و خداوند سرپیچی کرده و به شتر آزار رسانده و او را پی کردند و یکنفر را که از شقی ترین افرادشان بود وادار به این کار کردند. از آنجا که حضرت صالح به آنها گفته بود که به شتر آزاری نرسانند پس از کشتن ماده شتر، وعده خدا تحقق پیدا کرد و به صالح ندا آمد که به این قوم بگو تا سه روز در خانه های خود باشید که عذاب خدا خواهد آمد (بنا بر نقل طوسی، ابوالفتوح رازی و طبری و ...) روز اول رنگ چهره شان زرد، روز دوم سرخ و روز سوم سیاه و صیحه آسمانی بلند شد و زمین لرزه ای آمد و صاعقه ای زده شد و همه آنها در حالی که بیدار بودند و نگاه می کردند مثل گیاه خشک شده و همگی هلاک شدند و جز حضرت صالح و تعداد کمی که به او ایمان آورده بودند هیچکس باقی نماند. در آن وقت صالح رو به بدنهای بی جان و سرد آنها کرد و گفت: ای قوم من، رسالت خدایم را به شما تبلیغ و نصیحت کردم ولی شما ناصحان را دوست نداشتید. بازماندگان اندکی که بودند بعدا از آن سرزمین (حجر) گریخته و به شهرهای مکه، رمله، سامره و غزه مهاجرت کردند. امروزه وجود اماکن متعدد با نام صالح پیامبر را در فلسطین دلیل سکونت بازماندگان ثمود در فلسطین می دانند.

داستان قوم ثمود

منابع مقاله:

ترجمه المیزان ج 10 ، علامه طباطبایی ؛


 

1 - ثمود، قوم صالح(ع)

: ثمود قومی از عرب اصیل بوده اند که در سرزمین "وادی القری"بین مدینه و شام زندگی می کردند و این قوم از اقوام بشر ما قبل تاریخند و تاریخ جزاندکی چیزی از زندگی این قوم را ضبط نکرده و گذشت قرنها باعث شده که اثری از تمدن آنهابر جای نماند بنا بر این دیگر به هیچ سخنی که در باره این قوم گفته شود اعتماد نیست.

آنچه کتاب خدا از اخبار این قوم شرح داده این است که اینها قومی از عرب بوده اند، وما این معنا را از نام پیامبرشان صالح(ع)که کلمه ای است عربی استفاده می کنیم و ازآیه 61 سوره هود بر می آید که آن جناب از همان قوم بوده، پس معلوم می شود اینها مردمی عرب بوده اند که نام مردی از آنان صالح بوده و این قوم بعد از قوم عاد پدید آمده و تمدنی داشته اند که زمین را آباد می کردند و در زمین هموار قصرها و در شکم کوهها خانه هایی ایمن می ساختند (1) ویکی از مشاغل آنان زراعت بوده، یعنی چشمه هایی به راه انداخته و نخلستانها و باغها وکشتزارها پدید آوردند. (2) قوم ثمود طبق سنت قبائل زندگی می کردند که پیرمردان و بزرگتران، در قبیله حکم می راندند و در شهری که جناب صالح(ع)در آنجا مبعوث شد هفت طایفه بودند که کارشان فساد در زمین بود و هیچ کار شایسته ای نداشتند. (3) و در آخر، در زمین طغیان کرده، بت ها پرستیدند و طغیان و سرکشی را از حد گذراندند.

2- بعثت صالح(ع):

بعد از آنکه قوم ثمود پروردگار خود را فراموش کرد ودر فساد کاری خود از حد گذشت، خدای عز و جل حضرت صالح پیغمبر(ع)را به سوی آنان مبعوث کرد و آن جناب از خاندانی آبرومند و صاحب افتخار و معروف به عقل و کفایت بود، (4) قوم خود را به دین توحید و به ترک بت پرستی دعوت کرد و آنان را همی خواند تا درمجتمع خود به عدل و احسان رفتار کنند و در زمین علو و گردنکشی نکنند و اسراف و طغیان نورزند، و در آخر آنان را به عذاب الهی تهدید کرد. (5) صالح(ع)همچنان به امر دعوت قیام می نمود و مردم را به حکمت و موعظه حسنه نصیحت می کرد و در برابر آزار و اذیت آنان در راه خدا صبر می نمود تا شاید دست ازلجبازی برداشته، ایمان بیاورند ولی به جز جماعتی اندک از مستضعفین قوم، کسی ایمان نیاورد، (6) طاغیان مستکبر و عامه مردم که همیشه دنباله رو طغیانند همچنان بر کفر و عناد خوداصرار ورزیدند و مؤمنین به صالح را خوار شمردند و جناب صالح را به سفاهت و جادوگری متهم ساختند. (7) و از آن جناب دلیل و شاهدی بر نبوتش خواسته و گفتند: آیتی معجزه بیاور تا شاهدی برصدق گفتارت در ادعای رسالتت باشد، و از پیش خود این معجزه را پیشنهاد کردند که صالح برای آنان از شکم صخره سختی که در کوه بود ماده شتری بیرون بیاورد صالح(ع)نیز این کار را کرد و ناقه مطابق آنچه آنها خواسته بودند از شکم کوه بیرون آمد و به آنان فرمود: خدای تعالی شما را امر فرموده که از آب چشمه، خود یک روز استفاده کنید و یک روز دیگر را به این ناقه اختصاص دهید تا آن حیوان از آن چشمه بنوشد، در حقیقت یک روز در میان برای شماباشد و یک روز در میان برای ناقه، و نیز دستور داده او را آزاد بگذارید تا در زمین خدا هر جور که می خواهد بچرد و زنهار که به او آسیب برسانید که اگر چنین کنید عذابی دردناک و نزدیک شما را خواهد گرفت (8).

دعوت صالح و انکار ثمود مدتی ادامه یافت تا آنکه قوم ثمود طغیان را به این حدرساندند که نقشه کشتن ناقه را طرح کرده و شقی ترین فرد خود را وادار کردند تا آن ناقه را به قتل برساند و به صالح گفتند: حالا اگر از راستگویان هستی آن عذابی که ما را به آن تهدید می کردی بیاور، صالح در پاسخشان فرمود: تنها سه روز مهلت دارید که در خانه هایتان از زندگی برخوردارباشید و این وعده ای است که تکذیب پذیر نیست (9).

بعد از این تهدید مردم شهر و قبائل آن نقشه از بین بردن صالح(ع)را طرح کردند و در بین خود سوگندها خوردند که ما شب هنگام، بر سر او و خانواده اش می تازیم و همه را به قتل می رسانیم و آنگاه به صاحب خون او می گوییم ما هیچ اطلاعی از ماجرای کشته شدن او و خانواده اش نداریم و ما به یقین راستگویانیم.آری این نقشه را طرح کردند و خدای تعالی نیزنقشه ای داشت که آنها از آن خبر نداشتند، (10) چیزی نگذشت که صاعقه آنان را گرفت در حالی که آمدنش را تماشا می کردند. (11) و همچنین رجفه(زلزله بسیار شدید)و صاعقه ای آمد و قوم ثموددر خانه هایشان هلاک شدند، پس از آن، حضرت صالح روی از آنان برتافت و به آن جسدهای بی جان خطاب کرد که ای قوم!چقدر به شما گفتم دست از این بتها بردارید و چند بار رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ نموده در باره شما خیرخواهی کردم و لیکن شما خیرخواهان خود رادوست نمی داشتید (12). و خدای تعالی صالح و آنهایی که ایمان آورده و از عذاب خدا پروا داشتندرا نجات داد (13) و بعد از آنکه همه از بین رفتند منادی الهی ندا در داد: "الا ان ثمود کفرواربهم الا بعدا لثمود - آگاه باشید که قوم ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند و از رحمت خدا دور گشتند".

3 - شخصیت صالح(ع):

در کتاب تورات حاضر از این پیامبر صالح هیچ نامی به میان نیامده و آن جناب از میان قوم ثمود سومین پیغمبری است که نامشان در قرآن آمده که به امر الهی قیام نموده و به طرفداری از توحید و علیه وثنیت نهضت کردند و خدای تعالی نام آن جناب را بعد از نوح و هود آورده و او را به همان ثنائی که انبیاء و رسولان خود را می ستایدستوده است و او را برگزیده و مانند سایر انبیاء(ع)بر عالمیان برتری داده است.

پی نوشت ها:

1) سوره اعراف، آیه 74.

2) سوره شعراء، آیه 148.

3) سوره نمل، آیه 48.

4) سوره هود، آیه 62 - سوره نمل، آیه 49.

5) با استفاده از سوره های هود، شعراء، شمس و سوره های دیگر.

6) سوره اعراف، آیه 75.

7) سوره اعراف، آیه 66 - سوره شعراء، آیه 153 - سوره نمل، آیه 47.

8) سوره اعراف، آیه 72 - سوره هود، آیه 64 - سوره شعراء، آیه 156.

9) سوره هود، آیه 65.

10) سوره نمل، آیه 50.

11) سوره ذاریات، آیه 44.

12) سوره اعراف، آیه 79 - سوره هود، آیه 67.

13) سوره حم سجده، آیه 18.

ثمود از دیدگاه قران

مفهوم‌شناسي

   برخي از لغت‌شناسان "ثمود" را واژه‌اي عربي برگرفته از «ثمد» دانسته‌اند.[1]به معني آبي كه ماده نداشته باشد و در زمستان جمع گردد و در تابستان خشك شود.[2]برخي ديگر آن را غير عربي مي‌دانند و برخي نيز گفته‌اند ثمود نام پدر قبيله بوده كه قبیله به نام او ناميده شده ‌است.[3]
  قوم ثمود در سرزمين «الحجر» در نزديكي وادي القري كه ميان حجاز و شام است زندگي مي‌كردند.[4]
 
قوم ثمود در قرآن
   نام ثمـود 26 بار در قـرآن آمده اسـت. اين قـوم مـردمي بت‌پرسـت و جانشيان قوم عاد بوده‌اند.
« وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا »[5]
«و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم عاد قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشتهايش مقرها براي خود بنا ‌كنيد و در كوهها براي خود خانه‌ها مي‌تراشيد»
 
قوم ثمود و رسالت حضرت صالح
  ثمود در ناز و نعمت غوطه‌ور شده و پروردگار خويش را فراموش كرده‌ بودند، خداوند حضرت صالح (ع) را براي هدايت ايشان مبعوث كرد تا قوم خويش را به دين توحيد و ترك بت‌پرستي دعوت كند،[6] وي از آنان خواست
تا در زمين فساد نكنند،[7] اما قوم سركش ثمود به صالح (ع) گفتند:
« أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ »[8]
«آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مي‌پرستيدند، نهي مي‌كني؟ در حالي كه ما در مورد آنچه به سوي آن دعوتمان مي‌كني در شك و ترديد هستيم»
 
معجزه حضرت صالح (ع)
  قوم ثمود براي اثبات حقانيت رسالت صالح (ع) از او خواستند تا شتر ماده‌اي را با ويژگي‌هاي خاصي از دل كوه بيرون آورد، در مقابل چشمان حيرت زده مردم، ماده شتر با همان ويژگي‌ها از صخره بيرون آمد، عده‌اي ايمان مي‌آوردند اما گروهي ديگر همچنان بر كفر خود باقي ‌ماندند.[9]
  صالح (ع) از ايشان خواست آب چشمه را يك روز در ميان در اختيار ماده شتر قرار دهند؛
« وَيَا قَوْمِ هَـذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ »[10]
«واي قوم من اين ناقه خداوند است كه براي شما نشانه‌اي است، بگذاريد در زمين خدا به چرا مشغول شود، هيچگونه آزاري به آن نرسانيد كه عذاب خدا شما را خواهد گرفت»
 
  با تمام تاكيدهايي كه صالح (ع) درباره ناقه كرده‌ بود، شقي‌ترين افراد بنام «قدار بن سالف» مامور كشتن ناقه مي‌شود[11] و او را از پاي در مي‌آورد:
« فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ »[12]
«سپس ناقه را پي كردند»
 
  قوم لجوج ثمود از صالح (ع) مي‌خواهند تا اگر راست مي‌گويد عذابي را كه وعده داده بود بياورد:
«يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ »[13]
«و گفتند اي صالح اگر تو از فرستادگان (خدا) هستي، آنچه ما را با آن تهديد مي‌كني بياور»
 
   صالح به آنها اخطار كرد كه بعد از سه روز عذاب الهي آنها را فرا خواهد گرفت.[14] نقل شده در روز اول صورت ايشان زرد شد و در روز دوم سرخ و روز سوم روي ايشان سياه گرديد.[15]
 
كيفيت نزول عذاب قوم ثمود
مجازات قوم ثمود به طرق مختلف در قرآن بازگو شده است كه به خاطر اختصار فقط به آنها اشاره مي‌كنيم.
1-  رعد و برق: (الصاعقة)[16]
2-  زمين لرزه: (الرجفة)[17]
3-  صداي عظيم و وحشتناك: (الصيحة)[18]
 


[1] .قرشي، علي‌اكبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1371، چا پ هفتم، ج اول، ص 315.
[2] .ابن منظور، لسان العرب، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1408 ق
[3] .شريعتمداري، جعفر، شرح و تفسير لغات براساس تفسير نمونه، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، 1372، چاپ اول، ج اول، ص 322.
[4] .خرمشاهي، بهاءالدين، دانش نامه قرآن و قرآن پژوهي، تهران، دوستان و ناهيد 1377، چاپ اول، ج اول، ص 827.
[5] .اعراف/74(ترجمه آيات از آيه الله مكارم شيرازي مي‌باشد)
[6] .نمل/45.
[7] .اعراف/74.
[8] .هود/62.
[9] .خرمشاهي، بهاءالدين و احمد صدر و.. ؛ دايره‌المعارف تشيع، تهران، نشر شهيد سعيد محبي، 1375؛ چاپ اول، ج5؛ ص 235.
[10] .هود/64.
[11] .داستانهاي قرآن و تاريخ انبياء در الميزان، پيشين، ص 288.
[12] .اعراف/77.
[13] .اعراف/77.
[14] .هود/ 65.
[15].فعال عراقي نژاد؛ حسين؛ داستانهاي قرآن و تاريخ انبياء در الميزان، تهران، نشر سبحان، 1378، چا پ اول، ج اول، ص 287.
[16] .ذاريات/ 44.
[17]. اعراف/78.
[18] .هود / 67.
 
ثمود و جایگاه آن
 

23.قوم ثمود هشداردهندگان را دروغزن شمردند24.و گفتند ايا از ميان خود از انساني تك و تنها پيروي كنيم ما در ان صورت دچار گمراهي و سردرگمي خواهيم بود25.ايا از ميان همه ما كتاب اسماني بر او فرود امده است نه بلكه او دروغزن خودپسند است26.زودا فردا بدانند كه دروغزن خودپسند كيست(قمر)

قوم ثمود هم مثل قوم عاد حرف هايي كه پيامبرشان ميزد ناديده گرفتند و در نتيجه بوسيله خدا نابود شدند بر اساس پژوهشگران كه به جستجوي قوم ثمود پرداختند و جايي كه ان ها زندگي ، ساختمان ها ر پيدا كرده اند قوم ثمودي كه قران از ان حرف به ميان مي اورد بوسيله پژوهشگران و مورخان وجودش اثبات شده است قبل از اين كه به بررسي تطابق تمام اطاعات قران و اطلاعات ثابت شده علمي بپردازيم اول بايد به بررسي قصه فوم ثمود در قران بپردازيم و سختي هايي كه اين قوم براي پيامبرشان ايجاد كرده بپردازيم زيرا قران تنها كتابي است كه در هر زمان با زمان خود تطبيق دارد و قوم ثمود عبرتي بايد براي ما باشد.

تبليغ حضرت صالح

در قران پيامبري كه براي قوم ثمود انتخاب شده حضرت صالح است ايشان يك فرد معروف در بين قوم ثمود بود وقتي حضرت صالح شروع به تبليغ كرد با تعجب مردم همراه بود حالا داستان را از زبان قران مي خوانيم:

61.و به سوي قوم ثمود برادرشان صالح را ففرستاديم گفت اي قوم من خدايي را كه خدايي جز او نداريد بپرستيد او شما را از زمين پديد اورد و شما را به ابادگري در ان وا داشت پس از او امرزش بخواهيد و به درگاه او توبه كنيد كه بيگمان پروردگار من نزديك و اجابتگر است62.گفتند اي صالح پيش از اين در ميان ما مايه ايدواري بودي ايا ما را باز مي داري كه چيزي را كه پدرانمان پرستيده اند بپرستيم؟ما از چيزي كه به ان دعوتمان مي كني سخت در شكيم(هود)

به صداي حضرت صالح تنها كمي از مردم ايمان اوردند و بيشترشان انكار كردند مخصوصا افرادي كه بزرگ قبيله محسوب مي شدن به شدت انكار كردند و حضرت صاح و ايمان اورندگان را مسخره و روز به روز فشار بر انها زياد مي كردند و حضرت صالح هر روز به تبليغ وحدانيت و ايمان به خدا را انجام مي داد در واقع انكار كردن مخصوص قوم ثمود نبود قبل از ان ها قوم نوح و عاد هم پيامبرشان را انكار مي كردند خداوند درباره اين سه قوم اينطور مي فرمايد:

9.ايا خبر كساني چون قوم نوح و عاد و ثمود كه پيش از شما بودند و كساني كه پيش از انان بودند به شما نرسيده است كه هيچكس جز خداوند انان را نمي شناسد كه پيامبرانشان براي انان معجزاتي اوردند انگاه انان دست هايشان را بر دهانشان بردند(كه خاموش!) و گفتند ما رسالت شما را نمي پذيريم و ما از انچه ما را بدان مي خوانيد سخت در شكييم(ابراهيم)

با اينكه حضرت صالح به تبليغاتش ادامه ميداد اما باز هم قوم ثمود درباره خدا شك مي ورزيدند اما گروه كوچكي كه به حضرت صالح ايمان اورده بودن از عذابي كه خدا بر سر اين قوم اورد در امان ماندند و بزرگان قوم باز هم ايمان اورندگان و حضرت صالح با دشمني برخورد مي كردند:

75.بزرگان قومش كه استبكار مي ورزيدند به مونان مستضعف گفتند ايا مطمئنيد كه صالح از سوي پروردگارشبه پيامبري فرستاده شده است؟مي گفتند ما به رسالت او مومن هستيم76.استكبار پيشگان مي گفتند ما به انچه شما ايمان داريد اعتقادي نداريم(اعراف)

ديگر قوم ثمود شروع به انكار اشكار حضرت صالح كرده و بوسيله اسم خدا نقشه قتل حضرت صالح را مي كشيدند:

47.گفتند ما به تو و همراهانت فال بد زده ايم گفت فال بد شما با خداست بلكه شما قومي هستيد كه در معرض ازمونيد48. و در شهر نه تن بودند كه در ان سرزمين به فساد مي پرداختند و هيچ كار شايسته اي نمي كردند49.گفتند به خدا همقسم شويد بر او و خانواده اش شبيخون مي زنيم سپس به خونخواهش مي گوييم كه ما در كشتارخانواده اش حاضر و ناضر نبود هايم و ما راستگوييم50. و سخت مكر ورزيدند و ما نيز سخت مكر در ميان اورديم و انان در نمي يافتند(نمل)

حضرت صالح ديگر اخرين امتحان را بر قومش خواهد كرد و ان اين است كه:

141.قوم ثمود پيامبران را دروغگو انگاشتند142.چنين بود كه برادرشان صالح به انان گفت ايا از شرك پروا نمي كنيد143.من براي شما پيامبري امينم144.پس از خداوند پروا و از من پيروي كنيد145. و براي ان از شما پاداشي نمي طلبم پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست146.ايا شما را به حالتي كه در اينجا هست در امن و امان رها مي كنند؟147.در باغهاچشمه سارها148.و كشتزارها و خرما بناني كه ميوه انه لطيف است149.و از كوها ماهرانه خانه هايي مي تراشيد150.پس ازخداوند پروا و از من پيروي كنيد151. و از فرمان گزافكاران اطاعت مكنيد152.كساني كه در اين سرزمين فتنه و فساد مي كننددر اصلاح نمي كوشند153.گفتند جز اين نيست كه تو از جادوزدگاني154.تو جز بشري همانند ما نيستي اگر راست مي گويي معجزه اي بياور155.گفت اين ماده شتري است كه ابشخوري معين براي او و ابشخور روزي معين براي شماست156. و به ان اسيبي نرسانيد كه عذاب روز سهمگين گريبانگيتن خواهد شد157.انگاه ان را پي كردند و سپس پشيمان شدند(شعرا)

بعد از اينكه شتر را كشتند بخاطر اينكه عذابي براي انها پيش نيامد از پيش بيشتر شروع به ازار و اذيت مومنان و انكار خداوند واحد كردند:

77.انگاه شتر را پي كردند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند اي صالح اگر از پيامبراني انچه از عذاب به ما وعده مي دهي بياور(اعراف)

ديگر همه تبليغات حضرت صالح تمام شده بود كار به تمام رسيده بود فهميده بود كه ديگر به جز اين گروه ايمان اورنده هيچ شخصي ايمان خواهد اورد پس به انها گفت تا سه روز ديگر هلاك و نابودخواهند شد:

65.....صالح گفت سه روز در خانه هايتان (از زندگي) برخوردار باشيد كه اين وعده بي دروغ است(هود)

و وعده حضرت صالح وعده خدا بود وعده انجام گرفت و قوم صالح پس از سه روز هلاك و نابود شد:

67.و ستم پيشگان را بانگ مرگبار فروگرفت و در خانه و كاشانه اشان از پا در امدند68.گويي كه در ان نبودن بدانيد كه قوم ثمود به پروردگارشان كفر ورزيدند هان نفرين بر ثمود باد(هود)

با توجه به پيشرفت علم قوم ثمود در بين قوم هايي قرار دارد كه بشر اطاعاتي زيادي درباره اين قوم دارد قديميترين سندي كه از اين قوم است مربوط به پيروزي هاي پادشاه بابل بر اين قوم كه در دفتر ها ثبت شده است و يوناني ها هم با اين قوم ارتباط داشتند در نوشته هاي Batlamyus و Plinay از اين قوم نام برده اند و فبل از پيامبر اسلام تمام اطلاعات اين قوم كه پژوهشگران و تاريخگران هم تاييد مي كنند اثري از اين قوم نمانده و هيچ اطلاعي در دسرس نود(400-600 ب.م)قران هميشه اسم هاي قوم عاد و ثمود را با هم مي اورد و اين نشانگر ايناست كه قوم ثود دراره قوم عاد اطاعاتي را دارند:

73.و به سوي قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم كه به انان گفت اي قوم من كه خداود را كه خدايي جز او نداريد بپرستيد و به راستي كه پديده اي از سوي پروردگارتان به شما امده است اينماده شتر خداست كه معجزه اي براي شماست پس رهايش كنيد كه در زمين خدا بخورد و به او اسيبي نرسانيد كه عذابي دردناك گريبانگيرتان خواهد شد74.و ياد كنيد كه شما را پس از قوم عاد جانشين قرار داد و در اين سرزمين جاي داد كه در بخشهاي هموار و هامونش قصرهايي مي ساختيد و از كوهها خانه هايي مي تراشيديد پس نعمت هاي الهي را ياد كنيد و در اين سرزمين فتنه و فساد برپا نكنيد(اعراف)

همانطور كه از ايات در مي يابيم بين قوم عاد و ثمود ارتباطي وجود دارد حضرت صالح براي عبرت گرفتن مردم از قونم عاد سخن گفته است و قوم عاد هم از قوم نوح عبرت گرفته اند قوم عاد براي قوم ثمود يك ارزش تاريخي دارد همانطور كه قوم نوح براي قوم عاد ارزش تاريخي دارد اين قوم ها از هم خبردار هستند و ممكن است از يك نسل باشند اما از لحاظ جغرافايي اين دو قوم عاد و ثمود از هم بسيار دور هستند در ظاهر بين اين دو قوم ارتباطي وجود ندارد پس چرا در ايه به قوم ثمود گفته مي شود كه قوم عاد را از ياد نبرند؟جواب بوسيله پژوهشگران داده شده است و چونكه اين دو قوم 90 درصد از يك نژاد بودند خانم Ana Britannica در زير عبارت ثمودها از اين قوم اينطور حرف ميزند:

در عربستان قديم قبيله ها و قوم ه از اهميت زيادي برخوردار بود بيشتتر اين قوم ها از جنوب به طرف عربستان شمالي مهاجرت كردهاند و در كنار كوه اسلب ساكن شده اند قوم ثمودكه بين حجاز و شما زندگي مي كنند با اسم اصحاب حجر هم شناخته مي شد در كاوش هاي اخر تعداد زيادي عكس كشيده در صخرهاو نوشته هاي پيدا شده است

ثمودها براي خود خطي اختراع كرده بودند( اين خط را الف باي ثمود مي نامند) اين خط خيلي شبيه به خطي كه در حجاز و عربستان جنوبي وجود داشت بود اين الفبا اولين بار در يمن پيدا شده است كه در كنارش روستاي ثود در حال حاضر وجو دارد عاد قومي بود كه در جنوب عربستان زندگي مي كرد ونوه هاي قوم عاد كه هادراميها زندگي مي كنند در انجا اثرهايي از قوم ثود پيد شده كه خيلي مهم است و نشان دهنده زندگي اول قوم ثمود اول در جنوب عربستان و مهاجرت انها به شمال و ارتباط اها با قوم ثمود است كه اول قران به اين ارتباط قوم عاد و ثمود(اعراف 73 و 74 ) اشاره كرده و بعد علم ثابت كرده است مختصرا قوم ثمود كه پيش از نزول قران تمام اطاعاتش حذف شده بود بوسيله تنها كسي كه مي توانست اين واقعه را به ما بگويد گفته شد و ان جز خدا نبود اين مطلب معجزه بودن و حقانيت قران را اثبات مي كند

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط amin hosiin   |